و نسلى مقصود بالافهام هستند ؛ ولى قرآن اينگونه نيست . مخاطبان قرآن و مقصودين بالافهام از آيات قرآن ، خصوص مشافهين هستند . از ضميمه دو مقدمه مزبور به اين نتيجه رسيده كه حجيّت ظواهر قرآن مخصوص مشافهين و حضار در مجلس تخاطب است و ديگران حق ندارند به اين ظواهر عمل كنند .
آنگاه روى دو مبناى مذكور بيان ثمره اين است اگر خطابات شفاهى قرآن عمومى باشد و مقصودين بالافهام همگان باشند ، ظواهر در حق همگان حجّت است و همه مىتوانند به آن استناد كنند . ( نتيجهاش اثبات حكم براى حاضرين تنها باشد يا براى اعم از حاضر و غايب و معدوم ، مهم نيست ؛ چون گاهى فقيهى از ظاهر كلامى استفاده مىكند و حكمى را براى ديگران ثابت مىكند ، و لو براى خودش آن حكم نباشد . ) . ولى اگر خطابات خصوصى شد و مخصوص حاضرين شد و مقصود بالافهام آنها بودند ، ظواهر هم فقط در حق آنان حجّت خواهد بود و ديگران مجاز نيستند از اين ظواهر استفاده كنند .
قوله : و قد حقّق : مرحوم آخوند هر دو مبناى ثمره مذكور را ردّ مىكنند .
اولا ما قبول نداريم كه حجيّت ظواهر مخصوص مقصودين بالافهام باشد ؛ زيرا دليل حجيّت ظواهر ، سيره قطعى عقلاء است و عقلاء فرق بين مقصودين و غير مقصودين نمىگذاردند ( نمونهاش باب وصايا و اقارير و غيره است كه در جلد دوّم كفايه خواهد آمد . ) .
ثانيا برفرض كه حجيّت ظواهر خصوصى باشد و فقط در حق مقصودين بالافهام حجّت باشد ؛ ولى مقدمه دوّم را قبول نداريم و مىگوييم كه مقصودين بالافهام از آيات قرآن ، خصوص مشافهين نيستند ، بلكه عموم انسانها تا دامنه قيامت هستند . ( و اين مطلب از روايات فراوانى بدست مىآيد ، از قبيل : حلال محمد صلّى اللّه عليه و آله حلال الى يوم القيامة و حرامه حرام الى يوم القيامة ، شرع محمد صلّى اللّه عليه و آله مستمرّ الى يوم القيامة ، اخبارى كه مىگويد هر حديثى از قول ما براى شما نقل كردند ، آن را بر كتاب الله عرضه كنيد و اگر مطابقت كرد ، از ما صادر شده و گرنه دروغ و مزخرف است و از ما صادر نشده است . ) . پس همگان حق دارند از اين ظواهر استفاده كنند .
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 295
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٩٥