شدهايد هرگز به ذهنتان نرسيده كه شايد « يا ايها الناس » مخصوص انسانهاى عصر خطاب باشد ، بلكه همواره از آن عموم انسانها به ذهن مىآيد و قطع نظر از شبههاى كه در اين بحث اصولى القاء شد ، اگر ظاهر خطاب را ببينيم و از آن عموم انسانها را اراده كنيم ، مجازيتى در بين نيست . درحالىكه اگر براى خطاب حقيقى وضع شده بود ، اين اراده عموم ، مجازى بود نه حقيقى . ) .
قوله : و ان ابيت : اگر شما مبناى ما را نپذيريد و بگوييد كه مطلب همان است كه مشهور اصوليون و دانشمندان ادبيات عرب مىگويند كه اين ادوات براى خطاب حقيقى وضع شدهاند نه انشايى ، و از اين نظريه به هيچ قيمتى عدول نكنيد ، خواهيم گفت كه طبق اين معنا چارهاى نداريم جز اينكه بگوييم كليه خطابات قرآن ( چه آنها كه اصطلاحا خطاب شفاهى هستند و مقرون به ادوات خطاب مىباشند ، مثل يا ايها الناس و . . . و چه آنها كه مشتمل بر اين ادوات نيستند ، ولى روى سخن با فرد يا گروهى است و خطاب متوجه آنها است . مثل و لله على الناس حج البيت و . . . ) مخصوص مشافهين و حضار در جلسه است .
( كما اينكه خطابات بشرى اينگونه هستند . ) . البته باز تكرار مىكنيم كه حمل بر تخصيص در فرض نبود قرينه بر تعميم و با قطعنظر از آن است . ( ولى ديديم كه نوعا قرينه بر تعميم وجود دارد و نوبت به حمل بر معناى حقيقى نمىرسد . )
قوله : و توهم : در ميان دانشمندان اسلامى گروهى طرفدار تعميم شدهاند گفتهاند كه خطابات شفاهى قرآن به صيغه و ظاهر وضعىشان ، مفيد عموم هستند و تمام افراد موجود و معدوم را بهطور مساوى شامل مىشوند . اينها براى اثبات تعميم دلايلى آوردهاند كه دو دليل در معالم الاصول « 1 » ذكر شده و مورد انتقاد قرار گرفته . دليلى ديگرى هم در كتابهاى فصول « 2 » و قوانين « 3 » و تقريرات شيخ اعظم « 4 » مورد بحث واقع شده كه مرحوم آخوند اين دليل را آورده و از آن انتقاد كرده است . اين دليل داراى دو بخش است .
در بخش اوّل سخن از تعميم خطاب نسبت به معدومين است . در بخش دوّم سخن از
هامش
( 1 ) - معالم الاصول ، ص 113 .
( 2 ) - الفصول الغرويّة ، ص 183 .
( 3 ) - قوانين الاصول ، ج 1 ، ص 240 .
( 4 ) - مطارح الانظار ، ص 206 .