ولى گاهى به انگيزه اظهار تأسف و تحسر و حزن و اندوه انشاء خطاب مىكند و چيزى را مخاطب قرار مىدهد ، همانند شعر ابو الحسن تهامى در ضمن قصيده رائيه كه نوجوانش را از دست داده و دلسوخته و حزين گرديده و اينچنين سروده :
يا كوكبا ما كان اقصر عمره * و كذاك عمر كواكب الاسحار
يعنى اى ستاره من چقدر عمر تو كوتاه بود ! آرى عمر ستارههاى سحرى كوتاه است ، در اينجا فرزند شاعر از دنيا رفته و ديگر زنده نيست و قابل خطاب حقيقى نيست ؛ ولى انشاء خطاب و مخاطبه به انگيزه مزبور صحيح است . گاهى به منظور شوق و اشتياق انشاء خطاب مىكند ، مثل عاشق كه به معشوقش مىگويد يا حبيبى و . . . گاهى هم به دواعى ديگر به كار مىرود . حال كه معناى حقيقى ادوات خطاب عبارت شد از انشاء خطاب ، مىگوييم كه خطاب انشايى ( مثل تكليف انشايى ) بابش واسع است و اختصاص به مخاطب حقيقى ندارد . مىتوان غايب يا معدوم را به منزله موجود حاضر فرض كرد و او را مورد خطاب قرار داد . در نتيجه خطابات قرآنى اختصاص به حاضرين در جلسه تخاطب ندارد و غايبين و آيندگان را نيز شامل مىشود .
قوله : نعم : از نظر وضع لغوى اختصاصى در بين نيست ؛ ولى از نظر ظهور انصرافى ممكن است بگوييم كه همانطور كه صيغه افعل عند الاطلاق به طلب حقيقى منصرف مىشد ، استفهام به استفهام حقيقى منصرف مىشد ، تمنّى و ترجّى همچنين بود ، خطابات شفاهى و ادوات خطاب نيز عند الاطلاق به خطاب حقيقى منصرف مىشوند .
البته بايد رسيدگى كرد كه اين انصراف آيا ظهورى و در اثر كثرت استعمال است كه ارزشمند است و يا در اثر غلبه وجود و جهات ديگر است كه ارزشى ندارد . ) . ولى انصراف مزبور برفرضى است كه مانعى در بين نباشد و قرينهاى بر خلاف آن نباشد و نسبت به خطابات شارع قرينه وجود دارد و آن عبارت است از اينكه محتويات اين خطابات ( يا ايها الناس اتقوا ربكم كه امر به تقواى الهى است ، يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كه امر به روزه ماه رمضان است و . . . ) قطعا مخصوص حاضرين در جلسه نيست و در حق غايبين و معدومين نيز تا دامنه قيامت همين احكام و قوانين ثابت است و اين قرينه قطعى ، مانع