خطاب در خطاب حقيقى استعمال نشده و در خطاب تنزيلى استعمال شده است ، چه بايد كرد ؟ مشهور ، احتمال اوّل را گرفتهاند و خطاب را خطاب حقيقى دانستهاند و در نتيجه گفتهاند كه خطابهاى شفاهى ، مخصوص موجودين حاضرين است و ديگران را شامل نيست .
قوله : لكن : مرحوم آخوند بر خلاف مشهور رأى ديگرى دارند كه در نظاير ما نحن فيه يعنى باب اوامر و استفهام و تمنى و ترجى و . . . نيز همين حرف را داشتند و آن اينكه صيغه افعل براى طلب انشايى وضع شده و همه جا در همين معنا استعمال مىشود و با آن انشاء و ابراز طلب مىشود ؛ ولى انگيزههاى مولى از انشاء و ايجاد طلب به قول ( افعل ) متفاوت است . گاهى داعى بر انشاء طلب ، وجود طلب حقيقى است ؛ يعنى واقعا انجام فلان كار از بنده ، مطلوب مولى است و لذا بدان امر مىكند و گاهى انگيزهاش اختبار و امتحان است ، گاهى به منظور تهديد امر مىكند و . . . و نيز ادوات و الفاظ استفهام براى استفهام انشايى وضع شدهاند و با آنها انشاء سؤال و استفهام مىشود ؛ ولى گاهى داعى طرف از اين انشاء استفهام ، استفهام حقيقى است ؛ يعنى واقعا نمىداند و مىپرسد تا بداند و گاهى هم داعى انكار و توبيخ و تقرير و . . . مىباشد . و نيز كلمه ليت و لعل براى تمنّى و ترجّى انشايى وضع شده است ؛ ولى دواعى بر استعمال و غرضهاى استعمالى متفاوت است و نظير حروف و اسماء همجنس آنها كه معناى هر دو يكى است ؛ ولى غرضهاى استعمالى فرق دارد و هركدام به منظورى در آن معناى واحد استعمال مىشوند .
از جمله اين امور ما نحن فيه يعنى ادوات خطاب حروف نداء ، برخى از ضماير و اسماء اشاره و . . . است كه براى خطاب انشايى و ايقاعى وضع شدهاند و با اين حروف و ادوات انشاء خطاب و مخاطبه مىشود . از اين جهت فرقى ندارد كه با مخاطب حقيقى باشند يا با مخاطب تنزيلى و مجازى ؛ ولى داعى متكلم از انشاء خطاب متفاوت است . گاهى اين ادوات را به كار مىبرد و انشاء خطاب مىكند به داعى خطاب حقيقى ، يعنى واقعا كسى هست و مخاطبى وجود دارد و گوينده به او خطاب مىكند و مقصودش تفهيم او است . در اينجا بايد مخاطب حاضر و ملتفتى وجود داشته باشد ؛ و گرنه خطاب لغو و عبث است ؛
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 286
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٨٦