تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
مىشود و جلو انصراف خطابات شفاهى را به خصوص خطاب حقيقى با مخاطب حقيقى مىگيرد . پس يا ايها الناس براى خطاب انشايى وضع شده و غرض انشاء اصل تخاطب و مخاطبه است و ميان مخاطب حقيقى و مخاطب تنزيلى فرقى نيست . لذا به عقيده مرحوم آخوند ، خطابات شفاهى قرآن مثل خطابات غير شفاهى عموميت دارد و حاضر و غايب ، موجود و معدوم را تا قيام قيامت ، شامل مىشود و وجهى براى حصر و اختصاص آن خطابات به مسلمين صدر اسلام و حاضرين در مجلس وجود ندارد . قوله : و يشهد : گواه بر وضع ادوات خطاب براى خطاب ، انشايى نه خطاب حقيقى ، اين مطلب است كه ما به وجدانمان كه مراجعه مىكنيم ، مىبينيم هيچ مانعى ندارد كه متكلمى با ادوات نداء مطلبى را بگويد و از مدخول اين ادوات ( ناس ، مؤمنون ، و . . . ) عموم افراد را ( موجود و معدوم ، حاضر و غايب ) اراده كند ، بدون اينكه مجازيت و رعايت علاقه‌اى در ميان باشد و اراده عموم افراد از « يا ايها الناس » مثل ارادهء خصوص حاضرين در جلسه مذاكره است و هر دو حقيقت است . ( درحالىكه بر مسلك مشهور كه طرفدار خطاب حقيقى بودند و موضوع له ادوات نداء را خطاب حقيقى مىدانستند ناگزير بودند از ارتكاب مجاز يعنى يا بايد از ظهور وضعى حروف نداء صرف‌نظر كرده و بر خطاب انشايى حمل مىكردند و يا از خير عموم مدخول گذشته و آن را بر حاضرين حمل مىكردند . ) . ولى ما نيازى به اين حمل‌ها و مجازگويىها نداريم . قوله : و توهم : اگر شما بگوييد كه از آنجا كه اين تنزيل و اراده عموم از مدخول به نحو عنايت و مجاز ، در ذهن ما مرتكز شده و ذهن با آن مأنوس شده ، خيال مىكنيم مجازيتى و علاقه‌اى در بين نيست ، در حالى كه در واقع اراده عموم مع القرينه است . مرحوم آخوند در جواب مىفرمايد كه اگر چنين امرى ارتكازى بود ، خاصيت امور ارتكازى آن است كه به محض التفاوت و توجه براى انسان معلوم مىشود ، و گرنه از كجا بفهميم كه فلان امر در ذهن ما مرتكز است ؟ حال اگر تنزيل مزبور ارتكازى بود ، بايد پس از التفات و توجه مىفهميديم كه اين اطلاق مجازى است ، درحالىكه وجدانا چنين نيست و هرگز رعايت علاقه به ذهن كسى نمىآيد . ( خود شما كه دهها بار قرآن تلاوت كرده و با اين آيات روبرو
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 288 | على محمدى خراسانى