اثر دهد ، چنين خطابى بدون مخاطب حقيقى و حاضر و ملتفت و آشناى به لغت متكلم ، ممكن نيست و مخصوص كسانى است كه اولا در خارج در زمان خطاب و مكالمه موجود باشند . ثانيا در جلسه تخاطب حضور داشته باشند . ثالثا به كلام متكلم التفات و توجه داشته باشند و گوش فرا دهند . رابعا گوينده هم به زبانى بگويد كه شنونده با آن لغت آشناست و مراد گوينده را دريافت مىكند . بنابراين خطاب حقيقى حتى به موجودين غايب هم امكان ندارد تا چه رسد به معدومين .
2 - خطاب و مخاطبه تنزيلى كه چيزى يا كسى را به منزله موجود حاضر ذى شعور فرض كنيم و او را مخاطب قرار دهيم ، مثل طاغوتى كه به ابرها خطاب مىكند و مىگويد :
« اى ابرها ! به هركجا بباريد ، بر سرزمين من باريدهايد . » يا انسانى كه ميّتى را مورد خطاب قرار مىدهد و مىگويد : « يا اهل الديار الموحشة و . . . » يا سيد الشهداء عليه السّلام كه در روز عاشورا شهيدان به خون خفته را مخاطب قرار داده و فرمود : « يا حبيب ، يا برير و . . . ما لى اناديكم فلا تسمعون و ادعوكم فلا تجيبون » و صدالبته خطاب تنزيلى كه با مخاطب تنزيلى و فرضى و ادعايى انجام مىگيرد ، عموميت دارد و مانعى ندارد كه آيندگان را به منزله موجودين فرض كرده و مخاطب قرار دهيم ؛ ولى خطاب حقيقى ممكن نيست . ( در اينجا سخن از مرحوم مشكينى در حاشيه مطرح است كه در ادامه در متن از خود صاحب كفايه خواهيم شنيد و در همانجا اين سخن را خواهم آورد ) .
قوله : و منه قد انقدح : اما احتمال سوم : از محاسبه احتمال ثانى ، وضع احتمال ثالث هم روشن مىشود و آن اينكه از نظر مشهور ادوات خطاب ( يا ايها و . . . ) براى خطاب حقيقى وضع شدهاند ( كه ويژگىهاى خطاب حقيقى را در چهار بند در فراز قبلى آورديم . ) . از طرفى هم مدخول اين ادوات ( الناس و . . . ) مفيد عموم است و براى عموم حاضرين و غايبين ، موجودين و معدومين وضع شده است . آنگاه امر داير است ما بين اينكه ادوات را در معناى حقيقى استعمال كنيم و آن را قرينه بر تخصيص عموم مدخول قرار دهيم و بگوييم كه منظور از يا ايها المؤمنون ، همان مؤمنان زمان صدور اين خطاب است و يا عموم مدخولها را بگيريم و از خير خطاب حقيقى بگذريم و بگوييم كه در اينگونه موارد ادوات
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 285
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٨٥