تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
نظير احتمال قرينه در معناى مجازى كه اگر فرمود : « رأيت اسدا يا جئنى باسد » و ما احتمال داديم كه به دنبال اسد كلمه يرمى يا رامى را آورده و منظورش رجل شجاع بوده ، به اتفاق كلمه به اين احتمال اعتنا نمىشود و بنا را بر اراده معناى حقيقى مىگذاريم و مىگوييم كه منظور متكلم ، حيوان مفترس است و اگر مولى اعتراض كرد ، مىگوييم كه ما كلمه رامى را نشنيديم و اگر شما منظورتان رجل شجاع بود ، بايد به گونه‌اى بيان مىكرديد كه ما نيز مرادتان را بفهميم . پس فحص از دليل خاصى در فرض احتمال وجود مخصص منفصل است ؛ و گرنه در مورد احتمال مخصص متصل فحص از آن و پرسش از مولى و ديگران لازم نيست . قوله : ايقاظ : اصول دو دسته مىباشند : 1 - اصول لفظيه عقلائيه كه عقلاء عالم آنها را در الفاظ و خطابات خود اجراء مىكنند و البته لفظى و قولى در ميان نيست ، بلكه بناء و سيره عملى عقلاء است كه از آن تعبير به اصول عقلايى مىشود ، مثل اصالة العموم ، اصالة الاطلاق ، اصالة الحقيقة و در يك كلام اصالة الظهور . 2 - اصول عمليه كه مكلف از اين اصول در مقام عمل آن‌هم وقتى كه دستش از دليل اجتهادى كوتاه مىشود ، استفاده مىكند و صرفا براى خروج مكلف از حيرت در مقام عمل ، كاربرد دارند ، مثل اصل برائت ، احتياط ، تخيير ، استصحاب و . . . حال اين دو دسته اصول در يك جهت مشترك‌اند و آن اينكه شرط اجراء هر دو نوع از اصول فحص و يأس است ؛ يعنى اوّل بايد از وجود دليل بر خلاف ظاهر فحص كنيم و پس از يأس و نوميدى از ظفر به قرينه بر خلاف ظاهر ، از اصالة الظهور استفاده كنيم ، چه اينكه اوّل بايد از وجود دليل اجتهادى فحص كنيم و اگر از يافتن آن نااميد شديم از اصل عملى استفاده كنيم . ولى در يك جهت هم با يكديگر اختلاف دارند و از هم جدا مىشوند و آن اينكه : در باب اصول لفظيه عقلائيه مقتضى موجود است ؛ يعنى عامّ ( مثلا ) ظهور در عموم دارد و هر ظاهرى هم حجّت است پس مقتضى موجود است . اگر به دنبال دليل خاصّ
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 276 | على محمدى خراسانى