تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
يقين به شك ، و نه مجراى استصحاب خود عدالت يا فسق است ؛ چون علم اجمالى به نقض يكى از آن دو داريم و استصحاب هركدام با استصحاب ديگرى تعارض مىكنند . اينجاها مجراى اصل موضوعى نيست ؛ ولى مورد مزبور كم اتّفاق مىافتد و در نوع موارد اصل موضوعى داريم و با آن موضوع منقّح مىشود و فرد مشتبه وضعش احراز مىشود و نوبت به تمسّك به عامّ در اين مصاديق مىرسد . پس تا به حال كه مىگفتيم تمسّك به عام در شبههء مصداقيّه جايز نيست برفرض نبود اصل موضوعى يا با قطع نظر از آن بود و اما با توجه به چنين اصل و با احراز موضوع بدين‌وسيله نوبت به عموم عام مىرسد . ( البته گاهى هم حالت سابقهء اين افراد معلوم است كه مثلا فسق بوده و الآن شك در بقاء داريم ، اينجا جاى استصحاب بقاء فسق و در نتيجه دخول افراد مشتبه در حكم خاصّ است ، نه جاى تمسّك به عامّ و يا جاى استصحاب عدم ازلى ) قوله : مثلا اذا شكّ : در خاتمه مرحوم آخوند يك مثال واقعى مىزنند و آن اينكه در روايات مىخوانيم : « المرأة انّما ترى الحمرة الى خمسين « 1 » يعنى زنها تا سنّ پنجاه سالگى حائض مىشوند » و اين خطاب عامّ است و زنهاى قرشيّه و غير قرشيّه و افراد مشكوك الحال را شامل است . سپس مخصّصى متّصلا يا منفصلا وارد شد مبنى بر اينكه القرشيّة ترى الحمرة الى ستّين ، يا فرمود : « الّا القرشيّة فانّها تحيض الى ستّين » و زنان قرشى را خارج ساخت . بدنبال اين تخصيص ، زنان سه گروه مىشوند : 1 - آنها كه يقينا غير قرشى هستند در حكم عامّ باقى مىمانند و تا پنجاه سال ملاك است . 2 - آنان كه يقينا قرشى هستند از عموم عامّ خارج و در عنوان خاصّ داخلند و تا شصت سال ملاك است . 3 - آنها كه شك دارند كه آيا قرشى هستند يا غير قرشى ، در اينجا ما اصلى نداريم به عنوان اينكه الاصل القرشيّة ؛ يعنى زمانى اين خانمها قرشى بودند ، الآن هم هستند ( وجود نعتى ) يا الاصل غير القرشيّة ؛ يعنى زمانى اين‌ها غير قرشى بودند ، الآن هم هستند ( عدم
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعة ، ج 2 ، ص 581 - 580 ، باب 31 من ابواب الحيض ، حديث دوّم و غيره .