ظاهر كلام اين را مىرساند و نيازى به احراز مقدمات حكمت نيست .
جمع و مفرد با الف و لام
قوله : و هذا هو : يكى ديگر از الفاظ مورد بحث ، جمع و مفرد با الف و لام است ، مثل اكرم العالم ، اكرم العلماء مرحوم آخوند مىفرمايد كه بنا بر اينكه اين دو مفيد عموم باشند ، همان سخن كه در نكره در سياق نفى و در كل و اخواتش گفتيم ، در اينها نيز جارى و سارى است ؛ يعنى عموم و شمول برحسب آن چيزى است كه از مدخول الف و لام يعنى مفرد يا جمع اراده شود . اينكه آيا از مدخول مطلق عالم و علماء اراده شده يا خصوص عالم عادل و علماى عدول ، نيازمند مقدمات حكمت است . اوّل بايد ثابت كنيم كه از عالم ، مطلق عالم اراده شده تا بعد بگوييم كه مفرد با الف و لام يا جمع كذايى مفيد عموم مطلق افراد است . خلاصه اينكه ، برحسب آنچه از مدخول الف و لام اراده شود ، عموميّت درست مىشود نه بيش از آن . اگر مدخول مطلق باشد ، عموم مطلق افراد منظور است و اگر مقيّد به وصفى يا شرطى و . . . باشد ، مثل اكرم العلماء العدول او ان كانوا عدولا و . . . در محدوده علماى عادل وجوب اكرام عموميّت دارد و تمام افراد مقيّد را شامل مىشود .
اگر كسى بگويد كه شنيدهايم كه بر وصف و شرط مزبور مخصّص متّصل اطلاق مىگردد و تخصيص فرع بر اين است كه اول عموم و شمولى بود و بعد با تخصيص آن عموم از بين رفت و محدود شد نه اينكه از اوّل محدود و مضيق باشد .
در جواب مىگوييم كه اطلاق تخصيص بر وصف و مانند آن از قيودى كه متّصل به خطاب مىباشند ، يك اطلاق مسامحى است و از باب مثل معروف « ضيّق فم الركيّة » است ؛ يعنى دهانه چاه را تنگ بگير . اين به آن معنا نيست كه اوّل دهانه چاه را وسيع بكن سپس دهانه را باريك و تنگ كن ، بلكه بدان معنا است كه از اوّل دهانه چاه را باريك بگير .
در ما نحن فيه هم منظور اين است كه از اوّل اين حكم به نحو مضيّق و كوچك بوجود آمده نه اينكه اوّل توسعه داشته سپس با كلمه عدول تضييق شده است .
قوله : لكن : همهء اين حرفها بنا بر اين بود كه مفرد و جمع با الف و لام مفيد عموم باشد . و