تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
مراد مولى باشند ، عقل حكم به شمول نسبت به آنها ندارد . پس ما براى اثبات عموم نيازمند به اطلاق و مقدمات حكمت هستيم و حكم عقل تنها كافى نيست .

كل و اخوات او

قوله : كما لا ينافى : يكى ديگر از الفاظ عموم كل و اخوات او و مرادفات و معادلات او در هر لغتى است ، مثل كل ماء طاهر ، و اعتصموا بحبل الله جميعا ، انا ارسلناك للناس كافّة و . . . در اين مورد نيز سه نكته مطرح است : 1 - بىترديد كل و اخوات او مفيد عموم مىباشند و احدى تفوّه به خلاف نكرده و هركس مخالفت كند ، انكار بديهى نموده است . 2 - بىترديد اين دلالت وضعى است و كلمه كل در لغت عرب براى عموم وضع شده و علامت آن‌هم نصّ اهل لغت و تبادر است . 3 - ولى باز بايد نخست ببينيم كه از مدخول كل چه چيزى اراده شده . مثلا در « اكرم كل رجل » از كلمه رجل چه معنايى اراده شده ؟ آيا مطلق رجل مراد است و مقدمات حكمت فراهم است ؟ يا رجل خاصّ و مقيّدى مراد است مثل رجل عالم ؟ يا طبيعت رجل به نحو مبهم مراد است ؟ اين‌ها را از خارج بايد احراز كنيم ؛ ولى در هر حال به حال كل و اخوات او فرقى ندارد ؛ چون اين‌ها بر عموم مدخول دلالت مىكنند و از مدخول هر معنايى اراده شود عموم همان را مىفهمانند خواه مدخول مطلق باشد و هيچ قيدى نداشته باشد و دايره‌اش وسيع باشد مثل رجل ، يا مقيّد به قيود كثيرى . يا اينكه دايره‌اش ضيق باشد ، مثل رجل مسلمان عالم عادل . . . پس باز هم در ناحيه مدخول نياز به مقدمات حكمت است تا مشخص شود كه چه مقدار از افراد طبيعت مراد است . قوله : نعم : خصوص كل و اخوات او حساب جدائى دارند و نيازى به مقدمات حكمت نيست ، بلكه همين‌كه در ناحيه مدخول قيدى نياورده و رجل عادل نفرموده بلكه كل رجل فرموده ، براى افاده عموم و استيعاب جميع افراد كافى است . در حقيقت ، لفظ كلّ ، هم عموم مدخول را مىفهماند و هم دلالت مىكند كه از مدخول مطلق رجل اراده شده و
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 232 | على محمدى خراسانى