فصل سوم مصاديق الفاظ عموم
بدنبال بحثى كه به صورت موجبه جزئيّه در فصل دوّم پيرامون صيغ عموم آمد و فى الجملة ثابت شد كه در هر لغتى و منجمله در عربى الفاظى وجود دارد كه مختص به عموم است ، اينك در فصل سوم به بيان اهم مصاديق الفاظ عموم مىپردازند .
نكره در سياق نفى
يكى از الفاظى كه مفيد عموم است و از الفاظ عموم شمرده شده ، نكره در سياق نفى يا نهى است . اگر اسم نكره در كلام مثبت باشد ، مفيد عموم نيست و بر اطلاق بدلى دلالت مىكند آن هم مشروط به اينكه مقدمات حكمت فراهم باشد و اطلاق و ارسال احراز شود ، مثل رأيت رجلا ، اعتق رقبة و . . . ولى اگر در حيّز نفى واقع شود ، مثل : ما جاءنى من احد ، ليس فى الدّار رجل ، لا يدخل الجنّة كافر او منافق و . . . يا در سياق نهى باشد ، مثل : لا تؤذ احدا ، ربّ لا تذر على الارض من الكافرين ديّارا و . . . آيا مفيد عموم است يا خير ؟ مرحوم آخوند سه نكته كوتاه را در اينباره ذكر مىكنند :
الف ) اصل دلالت نكره كذايى بر عموم : اين مطلب مسلم است و قابل انكار نيست و احدى نيز تفوّه بر خلاف نكرده و نگفته كه نكرهء كذايى مفيد عموم نيست .
ب ) آيا دلالت مزبور وضعى و لفظى است يا عقلى ؟ دلالت عقلى بالاتر از دلالت وضعى و اعتبارى است ، بيان مطلب : مطلوب متكلم از نفى در مثالهاى مزبور ، نفى طبيعت است و منظور مولى از نهى ، ترك طبيعت است و قانون عقلى نفى و ترك طبيعت آن است كه انتفاء