تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
حالى كه اين آيه قطعا مفهوم ندارد و ماده نقضى است . پس معلوم مىشود جمله وصفيّه هم مفهوم ندارد . مرحوم آخوند به اين استدلال دو جواب مىدهند : 1 - مكرر گفته شد كه موارد خاصّى كه به كمك قرينهء خاصّه مفهوم داشتن يا نداشتن ثابت شود ، از بحث ما خارج است و از جملهء آن موارد همين آيه است كه قرينه داريم و از آن عدم مفهوم مستفاد است و قرينه عبارت است از اجماع قاطع بر حرمت ربيبه مطلقا ( و لو در حجر و دامان شوهر جديد تربيت نشده باشند ) و نصوصى كه بر اين امر دلالت دارند « 1 » 2 - قائل به مفهوم مىگويد : هر وصفى مفهوم ندارد ، وصفى داراى مفهوم است كه احترازى باشد نه وصف غالبى كه صرفا براى بيان غالب افراد به كار مىرود و نقش ديگرى ندارد و وصف مذكور در آيه از اوصاف غالبى است ؛ زيرا غالبا زنى كه تن به ازدواج مجدّد مىدهد ، در سن جوانى و ميانسالى است و معمولا در اين سن بچه‌هايش خردسال هستند و با او زندگى مىكنند و به خانهء شوهر جديد مىآيند . به ندرت هم ممكن است كه زنى در سن نود سالگى شور نكاح پيدا كند و ازدواج مجدد نمايد كه فرزندان بلكه نوادگان او هم كبير و بالغ شده‌اند و كارى به شوهر صد بيست سالهء او ندارند . تعبير به « اللاتي فى حجوركم » صرفا براى بيان اين منظور است و چنين وصفى مفهوم ندارد ؛ زيرا مفهوم داشتن در گرو دلالت بر اختصاص و انحصار است و اينكه وصف مذكور علت منحصرهء حكم باشد ، و وصف غالبى در اين مقام نيست و چنين دلالتى ندارد وقتى اين دلالت نبود پس مفهومى هم نيست اين است سرّ عدم مفهوم در آيه مذكور . قوله : فافهم : اگر كسى بگويد كه جناب آخوند شما كه تمام ادلّهء مثبتين و منكرين را ابطال كرديد ، پس به چه مجوّزى در اوّل فصل قاطعانه فرموديد كه وصف مفهوم ندارد ؟ آيا جا نداشت شما توقّفى شويد ؟ جوابش اين است كه ما كه عدم مفهوم را اختيار كرديم از اين جهت بود كه اثبات مدّعا به ابطال دليل خصم كرديم و لازم نيست مستقيما دليلى بر
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعة ، ج 14 ، باب 21 ، من ابواب ما يحرم بالمصاهرة ، روايات باب .