تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
مطلق در اطلاق با ظهور مفهومى مقيّد در تقييد است و در اينجا اوّلا مىگوئيم كه ظهور مطلق مقدّم است ؛ چون منطوقى و اقوى است و در نتيجه از ظهور در مفهوم بايد رفع يد كنيم . و ثانيا برفرض هم اين حرف را نگوئيم ، نمىتوانيم از اين طرف بگوئيم كه ظهور مفهومى اقوى است خير هركدام جهت قوت و ضعفى دارند و مساوىاند . پس راه حمل مطلق بر مقيد ، مسألهء مفهوم وصف و تنافى آن با اطلاق مطلق و . . . نيست ، بلكه راه همان است كه در بالا ذكر شد كه كاشفيّت . . . باشد . « 1 » نتيجه : طرفداران مفهوم وصف دليل قابل قبولى نياوردند تا در برابر آن زانو زده و تسليم شويم . قوله : و امّا الاستدلال : منكران و مخالفان مفهوم وصف براى نفى مفهوم وصف به يك آيه تمسّك كرده‌اند . ( البته بهتر بود بفرمايد كه توهّم استدلال ؛ زيرا كسى صريحا بدان استدلال نكرده ولى اگر كسى خيال كند كه آيه قابل استناد است ما جواب خواهيم داد . ) و آن اينكه
« وَ رَبائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ »
« 2 » موضوع بحث در آيه ربيبه‌ها هستند ؛ يعنى دختران همسر مرد جديد كه از شوهر قبلى باقيمانده‌اند . يعنى مردى از دنيا رفته يا همسرش را طلاق داده و از اين زن دخترانى دارد كه به حكم دادگاه آنها هم با مادرشان زندگى مىكنند و مرد جديدى با اين زن ازدواج مىكند و دختران زن هم در كنار مادر به خانه شوهر دوّم مىآيند و در دامان او تربيت مىشوند . البته گاهى هم دختران بزرگ شده‌اند و زندگى مستقلّى دارند و در دامان شوهر دوّم پرورش پيدا نكرده‌اند . حال از جمله زنانى كه بر اين شوهر جديد نكاح با آنان حرام مىباشد ، همين ربيبه‌ها ؛ يعنى دختران همسر هستند و ضمنا فرقى ندارد كه در دامان او بزرگ شوند و مثل اولاد خودش باشند يا چنين نباشند . پس جملهء وصفيّه در آيه قطعا مفهوم ندارد و معنايش اين نيست كه ربيبه‌هائى كه در دامان شما بزرگ نشده‌اند ازدواج با آنها جايز است . خير ، نكاح ربيبه مطلقا حرام است و از نظر فقه اسلام اين مسلّم است . حال مستدلّ مىگويد كه اگر جمله وصفيّه داراى مفهوم بود ، بايستى اين آيه نيز مفهوم داشته باشد ؛ چون يك جملهء وصفيّه است . در
هامش
( 1 ) - مطارح الانظار ، ص 182 . ( 2 ) - سوره نساء ، آيه 23 .