حكم عقل و از باب صيانت كلام حكيم از لغويّت و بيهودهگوئى مىگوئيم كه وصف مفهوم دارد و آوردن وصف براى اين است كه حكم منحصر به مورد وصف شود و از غير اين مورد نفى شود .
مرحوم آخوند در جواب مىفرمايد كه جاى نگرانى نيست و فايدهء وصف منحصر به مفهومدارى و دلالت بر مفهوم نيست تا اگر ما اين فايده را از او سلب كرديم ذكرش لغو باشد ، بلكه فوائد متعدد و متنوعى براى وصف قابل فرض و تصوير است كه براى هريك از آنها مىتواند ذكر شود . ( البته فوايد ديگر را بيان نمىكنند ؛ ولى در معالم الاصول چند فايده ذكر شده بود از قبيل : شدّت اهتمام به مورد وصف ، حاجت سائل به مورد وصف و . . . « 1 » ) .
قوله : و عليّته : پيش از پرداختن به ساير وجوه و ادلّه مثبتين در اين اثناء تفصيل علامه را نقد مىكنند . علامه فرموده كه اگر از جمله وصفيّه عليّت استفاده شود ، مثلا بگويد كه « اكرم زيدا العالم لعلمه يا لكونه عالما » اين جمله مفهوم دارد و با انتفاء علت ( يعنى عالميّت ) ، حكم ( يعنى وجوب اكرام ) هم منتفى است ؛ ولى اگر عليّت مستفاد نباشد مثل اعتق رقبة مؤمنة و . . . چنين جملهاى ظهور در مفهوم ندارد . « 2 »
مرحوم آخوند در جواب مىفرمايند كه اوّلا صرف استفاده عليّت كافى نيست ؛ زيرا ممكن است علت واقعى حكم منحصر به علت مذكور نباشد و علت ديگرى هم براى حكم باشد ، پس بايد انحصار هم احراز شود . و ثانيا برفرض كه در موردى و به قرينه خاصّ عليّت منحصره بودن وصف نيز احراز شد و به دنبال آن با انتفاء وصف حكم هم منتفى شد ؛ ولى موارد خاصّه و قرائن مخصوصه از محل نزاع خارج است و مكرر گفته شد كه چهبسا در مورد خاصى به دليل خاصى جمله داراى مفهوم باشد و يا در موارد خاصّى داراى مفهوم نباشد ، موارد استثنائى و نادر از بحث خارج است و بحث ما در نوع جملات وصفيّه است كه آيا با قطعنظر از قرائن خاصّه ظهور در مفهوم دارند يا خير ، تا بحث قانونى و
هامش
( 1 ) - معالم الاصول ص 84 - 83 .
( 2 ) - شيخ اعظم در مطارح الانظار ، ص 183 ، به علامه نسبت داده است .