يمتلئ بطن الرجل قيحا خير من ان يمتلئ شعرا « 1 » » ؛ يعنى هرآينه اگر شكم مرد از كثافات پر شود ، بهتر از آن است كه از شعر ( منظور شعرهاى تخيلى و عاشقانه و جاهلى است نه هر شعرى ) پر شود . كه اين جمله كنايه از اين است كه شعر كثير و زياد مذموم است ؛ ولى آيا مفهومش اين است كه شعر قليل مذموم نيست . يا چنين مفهومى ندارد ؟ ضمنا وصف نحوى معمولا معتمد بر موصوف است و موصوفش در كلام ذكر مىشود ؛ ولى وصف در اينجا اعمّ از اين است كه معتمد بر موصوف باشد . مثل « اكرم رجلا عالما » يا معتمد بر موصوف نباشد مثل « اكرم عالما يا اكرم العالم » و . . . .
حال كه عنوان بحث روشن شد ، اين سؤال مطرح مىشود كه آيا وصف و آنچه به منزله او است مفهوم دارند يا خير ؟ آيا بالملازمه حكم مورد وصف را از غير مورد وصف و از فاقد وصف نفى مىكنند و متعرض اين جهت هستند ؟ يا از اين جهت ساكت بوده و نفيا و اثباتا متعرض نمىباشند . و حكم غير مورد وصف را بايد از دليل خارج بدست آوريم ؟ در اين مسئله اقوالى است :
1 - مشهور طرفدار عدم مفهوم مىباشند . بهعكس جملهء شرطيّه كه در آنجا قائل به مفهوم شرط بودند .
2 - جماعتى هم طرفدار مفهوم وصف هستند و رأى شهيد اوّل و سيد مرتضى و اصول استنباط همين است .
3 - عدهاى هم تفصيلاتى دارند كه برخى از آنها در تقريرات شيخ اعظم « 2 » آمده و برخى در حواشى كفايه آمده « 3 » و مرحوم آخوند يكى از آن تفصيلات را از قول علامه رحمه اللّه در ادامه نقل و نقد خواهند كرد . رأى صاحب كفايه ايشان در باب جمله شرطيّه با سؤال وارد بحث شدند . ( الجملة الشرطيّة هل تدلّ على الانتفاء عند الانتفاء . . . و ام لا ) و در تحليلى كه داشتند ، به اين نتيجه رسيدند كه لا تدلّ على المفهوم ؛ ولى در باب جمله وصفيّه از آغاز بطور قطع و بىترديد و استفهام وارد بحث مىشوند و مىفرمايند كه وصف و آنچه بهمنزله
هامش
( 1 ) - صحيح بخارى ، ج 8 ، ص 45 ؛ مستدرك احمد حنبل ، ج 1 ، ص 181 و . . . .
( 2 ) - مطارح الانظار ، ص 182 .
( 3 ) - عناية الاصول ، ج 2 ، ص 204 - 203 .