وجوب قتل مؤكدتر و حتمىتر مىشود و جاى هيچ ترديدى باقى نمىماند كه حتما بايد كشته شود . ( حاكم شرع وقتى حكم اعدام كسى را صادر مىكند ، مىنويسد كه فلانى به جرم محاربه با خدا و رسول ، افساد فى الارض ، قتل و آدمكشى و جنايت ، لواط و . . . به اعدام محكوم مىشود كه هر سببى از اسباب مذكور كافى است ؛ ولى اگر همه باهم بود ، صددرصد بايد كشته شود . ) در اينگونه موارد جاى تداخل مسبّبات است و اسباب تأثير استقلالى خود را دارند ؛ ولى مسبب قابل تكرار نيست و لذا يك عمل به نيّت همه اسباب و عوامل كفايت مىكند و يك قتل انجام مىشود .
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 183
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٨٣