قوله : ثمّ انّه : در مسئله تداخل و عدم تداخل سه قول مطرح شد : 1 - مشهور قائل به عدم تداخل شدند ، 2 - جماعتى طرفدار تداخل گرديدند ، 3 - برخى مثل ابن ادريس حلّى طرفدار تفصيل شده و فرمودند كه اگر شرطها اتحاد جنسى داشته باشند و همه آنها از يك مقوله باشند ( مثلا چند بار بول محقق شود كه همه آنها مصاديق ماهيّت واحده يعنى بول مىباشند ، يا مثلا چند بار جنب شود و . . . ) نتيجه تداخل است و اگر اختلاف جنسى داشته باشند و هركدام از مقولهاى باشند ( مثلا يكبار بولى كرده و يك بار خوابيده و . . . يا مثلا جنب شده و مسّ ميت نيز كرده ) نتيجه عدم تداخل است « 1 » ايشان در بخش دوّم با ما هم عقيده است ؛ ولى در بخش اوّل تنها استدلالشان اين است كه كلمهء بول مثلا كه در شرط آمده « اذا بلت فتوضأ » اسم جنس است و دالّ بر اصل جنس و طبيعت است و منظور اين است كه هرگاه طبيعت بول محقق شد ، وجوب وضو مىآيد . حال تحقق طبيعت گاهى به تحقق يك فرد است و گاهى به تحقق افراد مختلف است و اينها تأثيرى ندارد و اگر صد مرتبه هم بول كند ، منظور اصل طبيعت است كه موجود مىشود و يك وضو بيشتر واجب نيست ؛ ولى اگر اختلاف جنسى بود ، يعنى يكبار طبيعت بول محقق شده بار ديگر طبيعت نوم محقق شده هر طبيعتى مستقلا شرط است و به دنبالش جزائى مىطلبد و على القاعده جاى تداخل نيست ، بلكه قاعده عدم تداخل است .
قوله : و هو فاسد : مرحوم آخوند مىفرمايد كه توهّم ابن ادريس ، توهّم فاسدى است و اتحاد يا اختلاف جنس شروط ، ملاك تداخل و عدم تداخل نيست ، بلكه ملاك اين است كه اگر جملهء شرطيّه بر حدوث جزاء نزد حدوث شرط دلالت كند ( كما اينكه مقتضاى اطلاق شرط و عدم تقييد آن به مرّة و مكررا همين است و ظهور وضعى نيز همين را ايجاب مىكند ) پس در فرض اتحاد جنسى هم بايد عدم تداخل را اختيار كنيم و بگوئيم كه اگر ده بار بول كرد ، ده بار وضو واجب مىشود . و اگر جمله شرطيّه ظهور در حدوث عند الحدوث نداشته باشد ، بلكه بر مجرّد ثبوت جزاء نزد ثبوت شرط دلالت كند ، مقتضاى قاعده تداخل است ؛ حتى در مورد اجناس مختلف و شروط مختلف الماهية ، زيرا فرض ما اين
هامش
( 1 ) - السرائر ، ج 1 ، ص 258 .