بيان سه امر در خاتمه
قوله : بقى امور : در پايان مبحث مفهوم شرط ، سه امر را عنوان مىكنند :
امر اول : منظور از شخص الحكم عبارتست از حكم خاصّ و جزيى كه مقيّد به قيدى شده است .
مثلا در « إن جاءك زيد فاكرمه » وجوب اكرام برفرض آمدن كه مباين با فروض ديگر و غير از آنها است ، شخص حكم است . منظور از سنخ الحكم عبارتست از ، نوع و كلّى و طبيعى حكم كه مقيّد به فرض خاصّى نيست ، بلكه عامّ است و جميع فرضها را دربر مىگيرد .
فى المثل اصل وجوب اكرام زيد كلّى است ؛ زيرا وجوب اكرام برفرض آمدن را شامل است . وجوب اكرام بر فرضهاى ديگر از قبيل ، احسان ، تقوى ، عالم بودن و . . . را نيز شامل مىشود .
با توجه به اين مقدمه ، مفهوم عبارتست از انتفاء سنخ و نوع حكم ، يعنى وقتى مىگوييم كه جملهء شرطيّهء « إن جاءك زيد فاكرمه » مفهوم دارد ، منظور اين است كه با انتفاء شرط ( مجىء زيد ) مطلق وجوب اكرام زيد نيز منتفى مىشود و اكرام زيد مطلقا و بر جميع فروض واجب نيست . ( به گونهاى كه اگر جملهء شرطيهء ديگرى وارد شد ، مبنى بر اينكه « و ان احسن اليك فاكرمه » مخصّص عموم آن مفهوم مىگردد . ) و كلام در دلالت جملهء شرطيّه است بر انتفاء سنخ حكم و جزاء در نزد انتفاء شرط . نه اينكه مفهوم عبارت باشد از انتفاء شخص حكم يعنى جمله شرطيّه مفهومش اين باشد كه اگر زيد نيامد ، همين وجوب اكرام برفرض مجىء منتفى مىشود و كارى به ساير فروض ندارد ، بلكه انتفاء شخص حكم برفرض انتفاء شرط ، يك امر عقلى و مسلّم است كه اگر كلّ موضوع و يا جزء يا قيد آن منتفى