تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
ندارد و تصوّر يكى بدون ديگرى ممكن است . نتيجه : پس ملزوم هم منتفى است ، يعنى جملهء شرطيّه بر مفهوم دلالت نمىكند . قوله : و اجيب : ديگران به استدلال مذكور اين‌گونه جواب داده‌اند كه ما ملازمهء استدلالتان را مىپذيريم ، ولى بطلان لازم به هر سه قسمش را نمىپذيريم و مدّعى هستيم كه دلالت التزامى وجود دارد و مفهوم داشتن لازم لاينفكّ جملهء شرطيّه است و به مجرّد تصوّر ثبوت عند الثبوت ، انتفاء عند الانتفاء هم تصوّر مىشود . قوله : و قد عرفت : مرحوم آخوند كارى به جواب مزبور ندارد . زيرا هم مستدلّ ادّعاى بلادليل دارد كه منكر دلالت التزامى است و هم مجيب بدون دليل ادّعاى مذكور را نمود و البته هيچ‌كدام را نبايد محكوم كرد . زيرا آنها فهم خود را از ظاهر جمله بيان كردند و فهم هركدام براى خودشان حجّت است . ولى حقّ در مقام همان است كه ما در بحث با طرفداران مفهوم شرط داشتيم . كه همهء راههاى اثبات شرط را ( پنج راه ) آوريم و جواب داديم و در نتيجه به عقيدهء ما راهى براى اثبات مفهوم شرط وجود ندارد . دليل سوم از ادلهء منكران : اگر جمله‌هاى شرطيه داراى مفهوم باشند لازم مىآيد آيهء شريفهء
« وَ لا تُكْرِهُوا فَتَياتِكُمْ عَلَى الْبِغاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّناً »
« 1 » ( اگر كنيزان جوان شما ارادهء تحصّن و عفّت و پاكدامنى دارند شما حق نداريد آنها را بر بغاء و زنا دادن مجبور سازيد . ) نيز داراى مفهوم باشد . ( چون اين هم يك جملهء شرطيّه است ) و در صورتى كه مفهوم داشته باشد مفهومش اين مىشود كه فاذا لم يردن الفتيات التحصّن فاكراههن على البغاء ليس به حرام يا جايز و يا فاكرهوهنّ . در حالى كه اين مفهوم باطل است . به دليل اينكه اولا در اين فرض كه كنيزكان ارادهء تحصّن ندارند و نمىخواهند پاك‌دامن باشند بلكه مىخواهند آلوده‌دامن باشند ، اكراه بر زنا اصلا صدق نمىكند و اكراهى نيست تا جايز باشد يا خير ، و سالبه به انتفاء موضوع است . ثانيا برفرض كه اكراه صدق كند ، اين را از خارج مىدانيم كه اكراه بر زنا مطلقا حرام است چه آنان ارادهء تحصّن داشته باشند و چه نداشته باشند . با اين حساب آيهء مذكور مفهوم ندارد كه : ان لم يردن . . . بلكه چه اراده كنند و
هامش
( 1 ) - سورهء نور ، آيه 33 .
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 155 | على محمدى خراسانى