قول ما كه : « النهى عن العبادة يدلّ على الفساد » ، به نهى عرضى مزبور تخصيص يا تقييد مىشود و بايد بگوئيم : نهى از عبادت مقتضى فساد آن عبادت است مگر نهى عرضى و مجازى . ( البته تعبير به تخصيص و تقييد مسامحه دارد ؛ زيرا چنين فرضى تخصّصا بيرون است و اصلا نهى ندارد تا بگوئيم نهى در عبادت دالّ بر فساد هست يا نه و سالبه به انتقاء موضوع است و نظير اين را قبلا در مقدمهء هشتم مسئله فرمودند كه گاهى نهى در ظاهر به خود عبادت تعلّق گرفته است ولى منشا اين نهى در واقع جزء يا شرط يا وصف عبادت است . . . )
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 123
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٢٣