تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
معنا منتقل شده است و يا به نحو مجاز و با مراعات علاقه و قرينه است و هر دو خلاف اصل مىباشند . زيرا اصل عدم نقل و عدم مجازيّت است . اشكال : ممكن است بگوئيد كه ما در علوم مختلف تفسيرهاى گوناگونى را از صحّت و فساد مشاهده مىكنيم ، مثلا در علم طب صحّت به اعتدال مزاج و فساد به انحراف مزاج از حدّ اعتدال و وسط به طرف افراط و تفريط . تفسير شده است و يا در علم كلام صحّت به موافقت امر يا موافقت شريعت تفسير شده و فساد به مخالفت امر و شريعت تعريف شده است و يا در علم فقه و اصول در بخش عبادات ، صحّت را به سقوط اعاده و قضا تفسير كرده‌اند و در بخش معاملات به ترتّب اثر مقصود معنا كرده‌اند . حال آيا اين تفاسير گونه‌گون دليل آن نيست كه صحّت ، معانى مختلفى پيدا كرده است ؟ جواب : مرحوم آخوند مىفرمايد كه تمام اين تفاسير از نوع تفسير شيئى به لازم و اثر آن است و از آنجا كه هر علمى از صحّت ، غرض و نتيجه‌اى را دنبال مىكند و براى هر عالمى چيزى مهمّ و مقصد اصلى و غايت است ، لذا همان را كه هدف اصلىاش بوده آورده است ، مثلا براى طبيب اعتدال مزاح اصل و غايت است و لازمهء صحّت و تماميّت ، اعتدال مزاج است و همين نتيجه را ذكر كرده است براى فقيه در عبادات سقوط و عدم سقوط اعاده و قضا مهمّ بوده و صحّت را به اين امر معنا كرده است و در معاملات ، ترتّب اثر ، مهمّ است و همان را آورده است . براى متكلّم هم موافقت امر مولى و بدنبال آن امتثال و در نهايت استحقاق مثوبت مهمّ بوده و لذا طبق غرض و مقصد خودش صحّت را به موافقت امر و شريعت تفسير كرده است . اگر كسى اين موارد را به عنوان معانى متعدّد براى صحّت و فساد بداند ، لازم الشّيء را به جاى خود شىء اخذ كرده و دچار اشتباه گشته است . ( فرمايش آخوند متين است و لازمه‌اش آن است كه ما بسيارى از اصطلاحات را كه در علوم مختلف ، معانى متعدّدى دارند ، همه را از قبيل صحّت و فساد بگيريم ! ! )

نكته دوّم : [ صحّت و فساد دو وصف حقيقى و مطلق و غير قابل جمع نيستند ]

( از نظر ترتيب طبيعى بايد اين نكته را دوّم بياوريم . ولى مرحوم آخوند در متن كفايه اول اين نكته را بيان كرده و سپس نكتهء اوّل را كه قبلا آورديم بيان كرده است . ) صحّت و فساد دو وصف حقيقى و مطلق و غير قابل جمع نيستند و مانند سواد و بياض نمىباشند