كه واجب واجب نفسى است و استقلالا واجب است . چه عمل ديگرى در طول او و بدنبال او واجب باشد يا نه .
2 - واجب يا تعيينى است يا تخييرى .
واجب تعيينى آن است كه « معينا فلان عمل واجب باشد و عدل و بديل در عرض خود نداشته باشد . مثل نمازهاى يوميّه كه بر مكلف خود نماز واجب است نه يكى از دو عامل نماز خواندن يا صدقه دادن و . . .
و تخييرى آنست كه فلان عمل معينا واجب نيست بلكه عدل و بدل دارد و در عرض هم يكى از دو يا چند عمل واجب است . مثل كفارهء صوم عمدى كه عتق رقبه يا اطعام ستين مسكينا يا صيام شهرين متتابعين واجب است . حال در مواردى كه به قرائن خاصّه يقين به تعيينى بودن حاصل مىشود ، بحثى نيست . همچنين در مواردى كه يقين به تخييرى بودن حاصل مىشود ، باز بحثى نيست و طبق يقين و قرينه عمل مىشود . ولى در مواردى كه ما هستيم و اطلاق صيغه و نمىدانيم كه فلان عمل واجب تعيينى است يا تخييرى چه بايد كرد ؟ باز مىفرمايد كه اطلاق صيغه ، تعيينى بودن را ايجاب مىكند ، چرا كه تخييرى بودن نيازمند بيان زائد است يعنى احتياج به « او » و امّا دارد . مثلا « افعل هذا او ذاك » و اگر مولى در مقام بيان بود و چنين قيد زائدى نياورد ، به اين نتيجه مىرسيم كه فلان عمل واجب تعيينى است .
3 - واجب عينى است يا كفائى :
واجب عينى آن است كه بر فردفرد مكلّفين و آحاد انسانهاى جامع شروط تكليف واجب مىشود و با انجام برخى ؛ از عهدهء ديگران ساقط نمىشود . مثل نمازهاى يوميّه و صوم شهر رمضان و . . . واجب كفائى آن است كه ابتدا بر همگان واجب مىشود و همه مخاطب به اين خطاب هستند ولى به گونهاى است كه با انجام برخى از دوش ديگران ساقط مىشود . مثل ازالهء نجاست از مسجد ، انقاذ غريق ، طبابت ، قضاوت ، فقاهت و . . .
حال در مواردى كه يقين به عينى بودن فلان واجب داريم طبق يقين و دليل خاص عمل مىشود و همچنين در مواردى كه كفائى بودن معلوم و داراى قرينه است ، باز طبق قرينه
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 418
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٤١٨