المبحث السادس ظهور فعل امر در وجوب نفسى و . . .
مبحث ششم از مباحث فعل امر و صيغهء افعل دربارهء سه مطلب است :
1 - واجب يا نفسى است يا غيرى .
واجب نفسى اينگونه تعريف شده است : « ما وجب لنفسه »
يعنى براى مصلحتى كه در نفس فلان عمل است آن عمل بر ما واجب شده است مثل صوم ، صلاة ، حج و . . .
واجب غيرى هم اينگونه تعريف شده است : « ما وجب لغيره » يعنى خودش اصالت و استقلال ندارد و براى رسيدن به عمل ديگر واجب شده است و مقدمهء واجب ديگر است مثل قطع مسافت براى حج ، حال در مواردى كه به دليل خاص و قرينهء مخصوص ثابت شده است كه فلان عمل واجب نفسى است بحثى نداريم . و در مواردى كه به قرائن خاصه وجوب غيرى ثابت شده ، باز تابع قرينه هستيم و بحثى نيست . انّما الكلام در مواردى است كه مولى عبدش را به كارى امر مىكند مثلا مىگويد : « ادخل السوق ، يا اغتسل و . . . » و فقط اطلاق فعل امر است و هيچ قرينهء خاصّى بر نفسى بودن يا غيرى بودن در ميان نيست ، چه بايد كرد ؟
مىفرمايد كه مقتضاى اطلاق صيغهء افعل [ به شرط فراهم بودن مقدمات حكمت ] نفسى بودن است . زيرا وجوب غيرى نياز به بيان زائد و قيد اضافى دارد . فى المثل بفرمايد :
« اذا اقمتم الى الصلاة فاغسلوا » كه يك شرط و اگرى دارد ، اگر ذى المقدمه واجب شد اين مقدّمه را بياور و . . . و اگر مولى در مقام بيان بود و قيد و شرطى اضافه نكرد ما يقين مىكنيم