2 - او امرى كه عقيب حظر توهّمى و اعتقادى باشند ، يعنى در واقع و عند اللّه نهيبى در كار نبوده ولى مكلّف نزد خود خيال مىكند كه منعى وارد شده و اعتقاد به اين مطلب داشت [ اعتقاد قطعى ولى به خطا ، يا اعتقاد ظنّى يا وهمى يا مجرّد شك ، فرقى ميان اينها نيست . ] به دنبال اين توهّم و براى دفع يا رفع آن به آن كار امر فرموده و گفته « افعل كذا » چنين امرى به دنبال توهّم حظر است . مثلا مريضى خيال مىكرد از فلان دارو بايد اجتناب كند و حق ندارد استفاده كند . پزشك به او دستور مىدهد كه از فلان دارو استفاده كن و . . . در رابطه با اين دو دسته اوامر و اينكه اينها ظهور در چه معنائى دارند و وقوع امر عقيب حظر يا توهّم حظر قرينه بر كدام معنى است اختلاف نظر وجود دارد برخى از بزرگان تا هشت قول ذكر كردهاند « 1 » مرحوم آخوند اهمّ اقوال را به صورت زير متعرّض شدهاند :
1 - به مشهور نسبت داده شده است كه مىگويند : اين نوع از امرها ظهور در اباحه دارند و بر اباحه دلالت مىكنند مثلا معناى اشرب الماء يا فاصطادوا ، فاقتلوا المشركين و . . . اين است كه از اين پس مانعى از شرب آب و صيد كردن و قتال مشركين و . . . وجود ندارد و اين كارها بر شما جايز و مباح است و دو احتمال در مراد مشهور از اباحه ذكر شده است :
الف ) منظور آنها اباحهء به معناى اخصّ است : اباحهاى كه يك نوع از انواع پنجگانهء حكم تكليفى است و قسيم واجب و مستحب و مكروه است و تساوى فعل و ترك را مىرساند و لاقتضاء است .
ب ) منظور اباحه به معناى اعمّ است : مباح يعنى حرام و محظور نيست و اذن در فعل داريد . ولى آيا اين اذن و جواز فعل به نحو كراهت است ؟ يا اباحه ؟ يا استحباب ؟ يا وجوب ؟ همهء اينها محتمل است و تعيين هركدام در گرو قرينه است . « 2 »
2 - به برخى از عامّه و اهل سنّت « 3 » [ و نيز به گروهى از اماميّه از قبيل شيخ طوسى ، محقّق اوّل ، علّامه ، شهيد ثانى و . . . ] نسبت داده شده كه مىگويند : « اين دو دسته اوامر با
هامش
( 1 ) - مرحوم محقق رشتى در بدائع الافكار ، ص 294 .
( 2 ) - مرحوم محقق رشتى در بدائع الافكار ، ص 294 .
( 3 ) - از قبيل رازى ، بيضاوى ، معتزله و . . . در بدائع الافكار ، ص 294 .