تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
و گاهى همين تعابير را در مقام اخبار و حكايت به داعى اعلام به مخاطب مىگويد . - و هو الغالب - و گاهى جمله خبريّه را براى اظهار علم خويش مىگويد . مثلا مىگويد . « انت صائم » و طرف مىداند كه صائم است ، ولى گوينده مىخواهد بفهماند كه من هم از صوم تو باخبر هستم . و گاهى هم جمله خبريه به داعى بعث و طلب اكيد به كار مىرود ، كه مورد بحث ما از اين قماش است . دواعى را نبايد با معانى خلط كرد ، نظير آنچه در مبحث اوّل در رابطه با هيئت افعل آورديم . كه فعل امر يك معنى بيشتر ندارد و آن طلب انشائى است و هميشه هم در همان معنى استعمال مىشود و لكن گاهى به داعى بعث حقيقى و گاهى هم به دواعى و انگيزه‌هاى ديگر به كار مىرود . نتيجه : بنابراين اصلا مجازيّتى در بين نيست تا سخن از تعدّد مجازات و اجمال خطاب مطرح شود . قوله : لا يقال : مستشكل مىگويد : حمل اين جمله‌هاى خبريّه بر معناى خودشان و گفتن اين مطلب كه اين‌ها در اخبار و حكايت معنى استعمال شده‌اند ، تالى فاسد دارد ، زيرا از طرفى امام يا پيامبر ( ص ) در مقام اخبار برآمده و خبر از تحقّق آيندهء وضو و غسل داده و مىفرمايد : « يغتسل » و . . . ، و از طرفى هم مىدانيم چه بسيار در خارج انسانها اعاده نمىكنند ، وضو و غسل انجام نمىدهند و . . . حال اگر امام ( ع ) با اين‌ها درصدد اخبار باشد ، در خيلى جاها مستلزم ارتكاب كذب است ، و به حكم برهان و قرآن و عرفان ارتكاب كذب قبيح است و از شخص حكيم صادر نمىشود ، فاللازم باطل فالملزوم مثله يعنى حمل اين‌ها . بر اخبار هم باطل است . پس بايد گفت : اين‌ها در انشاء استعمال شده‌اند و مجاز هستند . قوله : فانّه يقال : صدق و كذب دائر مدار مستعمل فيه نيست تا بگوئيم به محض اينكه لفظى در معنائى استعمال شد يا صدق است و يا كذب . بلكه دائر مدار غرض مستعمل است . اگر امام ( ع ) به منظور اعلام به مخاطب و به داعى اخبار و حكايت بفرمايد : « يغتسل » جا دارد كه بگوئيم : اين كذب است ولى اگر به انگيزه انشاء و بعث اين جمله