است و اذا تعذّرت الحقيقة فاقرب المجازات اولى بالإرادة .
3 - مجاز مشهور : لفظى كه يك معناى حقيقى و يك معناى مجازى دارد ، ولى غالبا در معناى مجازى استعمال مىشود و اين معنا مشهور شده است و احيانا نامش را مجاز راجح مىگذارند يعنى مجازى كه بر حقيقت رجحان دارد و در فرازهاى بعدى واضحتر خواهد شد .
4 - مشترك لفظى بالعرض : استعمال مجازى به پايهاى از كثرت برسد كه علقهء وضعيّهء جديدى پديد آمده و لفظ در اين معنا هم حقيقت شود ولى معناى اصلى آن مهجور و متروك نشود ، اين را « مشترك لفظى بالعرض » گويند .
5 - منقول : نه تنها در اثر كثرت استعمال وضع تعيّنى پيدا كرده بلكه به درجهاى رسيده كه به كلّى معناى اصلى و اوّلى مهجور و متروك گرديده است و اصلا در آن استعمال نمىشود ، اين را « منقول » گويند .
با توجه به مقدمه فوق به ادامه بحث مىپردازيم :
مرحوم صاحب معالم ابتدا خيلى تلاش كرده و با چهار دليل ثابت كرده است كه فعل امر از حيث لغت و عرف عام حقيقت در وجوب است . سپس هفت نظريّهء ديگر را با استدلال و جواب آن ردّ كرده و كاملا مدّعاى خود را به كرسى نشانده است . ولى در پايان مطلبى را تحت عنوان فائده آورده است كه اينگونه است : اگرچه ما از حيث لغت و عرف ثابت كرديم كه فعل امر در وجوب حقيقت است . ولى به روايات كه مراجعه مىكنيم ، در لابلاى اخبار و روايات فعل امر فراوان در استحباب استعمال شده و به درجهء مجاز مشهور رسيده است . آنگاه در مواردى كه به حكم قرائن خاصّه وجوب فهميده مىشود ، و همچنين در مواردى كه قرائن خاصّه استحباب را دلالت مىكند ، مشكلى نيست . ولى در مواردى كه فعل امر به نحو مطلق و مجرّد از هر قرينهاى آمده و دوران امر ميان معناى حقيقى و مجاز مشهور است عدهاى جانب حقيقت را ترجيح دادهاند و عدّهاى جانب مجاز مشهور را و عدهاى هم مثل صاحب معالم توقف كردهاند و گفتهاند كه بر ما روشن نيست كه حقيقت راجح است يا مجاز مشهور . پس بالاخره صاحب معالم به بنبست
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 384
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٨٤