چهبسا اقوال بيشترى هم وجود داشته باشد . « 1 » ]
ولى اهمّ اقوال چهار قول است كه مرحوم آخوند در عنوان مسئله بدانها اشاره كرده است :
1 - مشهور گفتهاند كه صيغهء افعل عند الاطلاق ظهور در وجوب دارد و ارادهء ندب محتاج به قرينه است .
2 - گروهى گفتهاند كه فعل امر عند الاطلاق ظهور در ندب دارد و ارادهء وجوب قرينه لازم دارد .
3 - عدّهاى گفتهاند كه فعل امر مشترك لفظى ميان وجوب و ندب است و براى هركدام جداگانه وضع شده است و عند الاطلاق اجمال پيدا مىكند و تعين هريك از دو معنى قرينهء معيّنه مىطلبد .
4 - عدّهاى گفتهاند كه فعل امر براى قدر جامع ميان طلب وجوبى و ندبى وضع شده و عند الاطلاق از امر مطلق الطلب اراده مىشود و خصوص فرد وجوبى يا ندبى قرينه بر تعيين لازم دارند .
قوله : و لا يبعد : مختار مرحوم صاحب كفايه :
ايشان به پيروى از مشهور مىفرمايند كه صيغهء افعل حقيقت در وجوب است و هركجا در كتاب و سنّت به نحو مطلق و مجرّد از هر قرينه به كار رفته باشد ، بر وجوب حمل مىشود و اراده كردن استحباب قرينهء خاصّه مىطلبد . [ ايشان با يك تير دو نشان زده است يعنى با آوردن كلمهء « حقيقة » هم اصل ظهور و هم منشا ظهور را بيان كردهاند كه به عقيدهء آخوند ظهور يك ظهور وضعى است نه اطلاقى يا انصرافى يا عقلى ، تتمّه اين مطلب را در مبحث رابع خواهند آورد كه اگر كسى ظهور وضعى را نپذيرفت چه بايد بكند . ] ايشان براى مدّعاى خود يك دليل و يك مؤيد آوردهاند :
امّا دليل : از اطلاق صيغهء افعل وجوب و طلب الزامى متبادر است « صغرى » تبادر نشانهء حقيقت بودن است « كبرى » پس فعل امر در وجوب حقيقت است و در غير آن مجاز است .
هامش
( 1 ) - معالم الاصول متن و حاشيه هر دو در ص 39 .