تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
2 - به معناى ترجّى آمده : براى اين قسم مثال نزده‌اند . 3 - به معناى تمنّى آمده : مثال زده‌اند به شعر امرؤ القيس : الا ايّها الليل الطويل الا انجلى . 4 - به معناى تهديد آمده : مثل اعملوا ما شئتم . 5 - در انذار استعمال شده : مثل تمتّوا فى داركم ثلاثة ايّام . 6 - در اهانت استعمال شده : مثل ذق انّك انت العزيز . 7 - در احتقار به كار رفته : مثل اخرج فانّك رجيم ، القوا ما انتم ملقون و . . . 8 - در تعجيز به كار رفته : مثل
فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ
و . . . 9 - در تسخير استعمال شده : مثل كونوا قردة خاسئين . 10 - و غير اينها از معانى ديگر مثل اختبار و اعتذار و تكوين و دعاء و . . . به عقيدهء مشهور صيغه افعل در يك‌يك اين معانى و مفاهيم استعمال شده است و اين‌ها مستعمل فيه هستند و اصل استعمال را مسلّم گرفته ، آنگاه در كيفيّت آن بحث كرده‌اند كه « به نحو حقيقت است يا مجاز ؟ احتمالاتى كه مطرح است عبارتند از : 1 - به نحو اشتراك لفظى بوده و در يكايك اين معانى حقيقت باشد . 2 - به نحو اشتراك معنوى بوده و براى جامع اين‌ها وضع شده باشد . 3 - به نحو حقيقت و مجاز باشد ، يعنى در بعضى حقيقت و در بعضى ديگر مجاز باشد . ولى به عقيده مرحوم آخوند رأى مشهور باطل است و اساسا صيغهء افعل در هيچ‌كدام از اين معانى و موارد استعمال نشده است و اين‌ها معنا و مستعمل فيه امر نيستند . دليل ندارد كه معانى فعل امر را متعدد و متكثر سازيم . در واقع صيغه افعل يك معنى بيشتر ندارد و هميشه در همان يك معنى استعمال شده و مشهور دواعى را به معانى اشتباه گرفته‌اند . بيان مطلب : از طرفى قبلا گفتيم كه طلب دو شعبه دارد : 1 - حقيقى 2 - انشائى طلب حقيقى عبارتست از يك صفت نفسانى كه قائم به نفس متكلّم است .