2 - به معناى ترجّى آمده : براى اين قسم مثال نزدهاند .
3 - به معناى تمنّى آمده : مثال زدهاند به شعر امرؤ القيس : الا ايّها الليل الطويل الا انجلى .
4 - به معناى تهديد آمده : مثل اعملوا ما شئتم .
5 - در انذار استعمال شده : مثل تمتّوا فى داركم ثلاثة ايّام .
6 - در اهانت استعمال شده : مثل ذق انّك انت العزيز .
7 - در احتقار به كار رفته : مثل اخرج فانّك رجيم ، القوا ما انتم ملقون و . . .
8 - در تعجيز به كار رفته : مثل
فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ
و . . .
9 - در تسخير استعمال شده : مثل كونوا قردة خاسئين .
10 - و غير اينها از معانى ديگر مثل اختبار و اعتذار و تكوين و دعاء و . . .
به عقيدهء مشهور صيغه افعل در يكيك اين معانى و مفاهيم استعمال شده است و اينها مستعمل فيه هستند و اصل استعمال را مسلّم گرفته ، آنگاه در كيفيّت آن بحث كردهاند كه « به نحو حقيقت است يا مجاز ؟ احتمالاتى كه مطرح است عبارتند از :
1 - به نحو اشتراك لفظى بوده و در يكايك اين معانى حقيقت باشد .
2 - به نحو اشتراك معنوى بوده و براى جامع اينها وضع شده باشد .
3 - به نحو حقيقت و مجاز باشد ، يعنى در بعضى حقيقت و در بعضى ديگر مجاز باشد .
ولى به عقيده مرحوم آخوند رأى مشهور باطل است و اساسا صيغهء افعل در هيچكدام از اين معانى و موارد استعمال نشده است و اينها معنا و مستعمل فيه امر نيستند . دليل ندارد كه معانى فعل امر را متعدد و متكثر سازيم . در واقع صيغه افعل يك معنى بيشتر ندارد و هميشه در همان يك معنى استعمال شده و مشهور دواعى را به معانى اشتباه گرفتهاند .
بيان مطلب : از طرفى قبلا گفتيم كه طلب دو شعبه دارد :
1 - حقيقى
2 - انشائى
طلب حقيقى عبارتست از يك صفت نفسانى كه قائم به نفس متكلّم است .