و . . . با تفاضل ، قدرى خفاء دارد كه آيا از مصاديق بيع ربوى است يا نه . عرف در تصديق اين مطلب عاجز است ، ولى وقتى روايات و ادلّه شرعيه آنها را ربوى دانست ، ما تابع دليل هستيم .
بههمينصورت وقتى برهان و دقّتهاى عقلى دلالت كرد كه صفات خداوندى هم از مصاديق مشتق بوده و به معناى مذكور [ من تلبّس بالمبدا فى الحال ] بر خداوند صدق مىكند ، تسليم شده و اينها را از مصاديق قيام و تلبّس مىشماريم ، و اگرچه نحوهء تلبّس متفاوت باشد و بر همين اساس عرف دركى نداشته باشد ، ولى وقتى برهان اين مطلب را گفت ما مشكلى نداريم .
[ خلاصه برهان : آيا خداوند واجد كمالات علم و قدرت و . . . مىباشد يا فاقد آنهاست ؟
به دلائل متعدّد در علم كلام و اعتقادات ثابت شده كه ذات حقّ واجد همهء كمالات و معطى تمام آنها به موجودات ديگر است . حال كه واجد است ، آيا اين صفات زائد بر ذات او هستند يا عين ذات اويند ؟ باز به براهين مختلف ثابت شده است كه اين صفات عين ذاتاند نه زائد بر ذات . پس خداوند هم ذاتى است كه داراى مبادى اين اوصاف است و بر همين اساس از ذات او مشتقّاتى را اخذ كرده و بر ذات حمل مىكنيم ، ولى وجدان به نحو تعدّد و اثنينيّت نيست بلكه وحدت و عينيّت است . ]
قوله : و بالجملة : عناوين و اوصاف سه دستهاند :
1 - اوصافى كه مخصوص واجب الوجود و از ويژگيهاى او است و بر ممكنات اطلاق ندارد ، مثل قديم بالذات ، ازلى ، نامتناهى ، كمال مطلق ، صرف الوجود ، بسيط الحقيقة و . . .
2 - اوصافى كه مخصوص ممكن الوجود است و بر غيرممكنات اطلاق نمىشود .
مانند : امكان ذاتى ، زوج تركيبى از ماهيّت و وجود بودن ، معلول بودن ، فقير بودن به فقر وجودى و . . .
3 - اوصافى كه ميان واجب و ممكن مشترك است و بر هر دو اطلاق مىشود از قبيل :
موجود بودن ، شىء بودن ، عالم بودن ، عادل و قادر و جواد و كريم و حىّ و . . . بودن ، كه مورد بحث ما همين قسم است . به عقيدهء ما اطلاق اين اوصاف چه بر واجب الوجود و چه
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 318
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣١٨