تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
مبدأ را بر ذات حمل كرد و گفت : « زيد ضرب » يا « بكر قيام » و . . . حالا در امر رابع مىگوئيم كه مغايرت ما بين ذات و مبدأ در تقسيمى دوگونه است : 1 - تغاير وجودى و مصداقى و خارجى و عينى : يعنى ذات و مبدأ هريك در خارج مابازاء و مصداقى دارند ، يكى از مقولهء جوهر و ديگرى از مقولهء عرض است . مانند كليّهء اعراضى كه در خارج بر جواهر حمل مىشوند . مثلا مىگوئيم : « الجسم ابيض » ، « الانسان كاتب » ، « زيد ضارب » و . . . 2 - تغاير مفهومى و معنائى : يعنى ذات و مبدأ در خارج به يك وجود موجودند و يك مابازاء دارند و ميان آن دو عينيّت و وحدت حكم‌فرما است ، ولى در ذهن ما معنائى كه از ذات فهميده مىشود غير از معنائى است كه از مبدأ تداعى مىشود . مانند كليّهء صفات ثبوتيّه و كماليّه و جماليّه خداوند . مثلا مىگوئيم : « اللّه عالم ، قادر ، مريد ، حى » و . . . كه مبادى اين اوصاف يعنى علم و اراده و قدرت و حيات و . . . در خارج عين ذات واجب الوجود است و زائد بر ذات نيست و انفكاك محال است ، ولى معانىاى كه از ذات و از هريك از مبادى مذكور در ذهن مىآيد ، غير از معنائى است كه از بقيّه تبادر مىكند . چند نكته : نكته اوّل : در رابطه با صفات ثبوتيّه دو مسلك وجود دارد : 1 - مسلك اشاعره آنست كه اين صفات زائد بر ذات و قائم به ذات و قديم هستند و لذا آنان طرفدار قدماء ثمانيه و تعدّد قديم هستند كه يك ذات و هفت صفت قائل‌اند . 2 - مسلك عدليّه و اماميّه آنست كه اين صفات عين ذات‌اند و در خارج يك حقيقت واجب الوجود صرف الوجود بسيط الحقيقه من جميع الجهات است و با بساطتى كه دارد ، سراسر علم و اراده و قدرت و حيات و هستى است و مثل ما ممكنات نيست كه كمالاتمان زائد بر ذاتمان است . و توحيد صفاتى همين است كه صفات ذاتيّه خداوند همه عين يكديگر و همهء عين ذات هستند . مطلب مذكور كه در مورد خداوند و صفات او تغير مفهومى وجود دارد . . . بر