تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
مشهورى و عرض خاصّه مىدانيم ، اشكال مىشود كه يلزم دخول معروض در عارض ، و اخذ ملزوم در لازم كه اين نيز محال است . پس به عقيدهء آخوند هم مشتق معناى بسيطى دارد و شىء يا ذات چه مفهوما يا مصداقا در آن دخيل نيست و اشكال هر دو بخش از يك وادى است . قوله : ثمّ انّه : دلائل متعدّدى وجود دارد كه معناى مشتق بسيط است نه مركّب ، تا به حال سه دليل از اين ادلّه ذكر شد : 1 - بيان محقّق شريف 2 - بيان صاحب فصول 3 - بيان مرحوم آخوند . هر سه بيان فوق برهانى بود اينك دليل چهارمى اقامه مىشود كه وجدانى است : وقتى مىگوئيم : « الانسان الكاتب » يا « زيد الكاتب » و صفت و موصوف مىآوريم ، اگر مشتق داراى معناى تركيبى باشد ، لازم مىشود در مثال مذكور موصوف مكرّر شود و بگوئيم : « زيد زيد الكاتب » يا « زيد شىء الكاتب اوله الكتابة » ، يا « الانسان انسان له الكتابة » . . . ولى اگر داراى معناى بسيط باشد ، تكرار موصوف پيش نمىآيد و مىگوئيم : « زيد نويسنده » ، « انسان دانا » و . . . حال از ضروريّات و بديهيّات است كه در مواردى از جمله مثال مذكور ، عرفا موصوف تكرار نمىشود و دو موصوف از عبارت مذكور به ذهن نمىآيد ، اين دليل بر بساطت است و الّا اگر مركب بود بايد دو موصوف تداعى و تبادر مىكرد . [ علاوه بر چهار دليل مذكور ، در حواشى مرحوم مشكينى سه دليل ديگر هم آمده كه يكى از آنها قابل قبول است و آن اينكه : « الثانى ما سيأتى من انّ الفرق بين المشتقّ و مبدئه اعتبارى مع الاتحاد ذاتا فلو كان مركّبا لكان بينهما فرق ذاتى و هو مثبت للبساطة المطلقة اذا الاتحاد الذاتى ايضا مناف للفرق الاعتبارى » . ] قوله : ارشاد : ملاك مركب و بسيط بودن معناى مشتق آن است كه انسان با شنيدن لفظ مشتقّ و تصور معناى آن ، آيا دو چيز را ادراك و تصور مىكند يا يك چيز در ذهنش مىآيد ؟ معناى بساطت اينست كه با استماع لفظ مشتق ، فقط يك معنا در ذهن انسان خطور كند [ مثلا كاتب يعنى نويسنده ، عالم يعنى دانا و . . . ] البته اگر همين معناى بسيط را به عقل بدهيم عقل در مقام تجزيه و تحليل ، آن را به اجزاء تجزيه مىكند و عقد الحمل قضيّه خود