تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
ايشان هم ناطق لازم الفصل بود . يعنى عرض لازم كه از معروض مستحيل الانفكاك است و ضروريّه است نه ممكنه ، مگر مراد از لازم الفصل يعنى چيزى كه خارج از ذات است و لو عرض لازم نباشد و مفارق باشد ، تا مثال درست شود . و يا حق اينست كه به قول محشّين سهوالقلمى پيش آمده و به جاى كلمهء ضحك كلمهء نطق را نوشته‌اند . در متن اشكال محقّق شريف هم به الانسان شىء له الضحك مثال زدند ، و كيف كان « در مثل مناقشه نيست » . ] در اين‌گونه قضاياى مقيّده سه چيز در ناحيه محمول است : 1 - ذات المقيّد كه عبارتست از : مصداق شىء و ذات « مثلا انسان » 2 - ذات القيد كه عبارت است : از وصف عنوانى ضحك يا كتابت و . . . 3 - تقيّد به اين قيد كه يك امر انتزاعى است و در خارج وجود منحازى ندارد . حال در اينكه محمول در قضيّه چيست ؟ چهار احتمال متصور است : 1 - تمام المحمول ذات المقيّد يعنى مصداق شىء باشد بدون هيچ تقييدى ، گويا گفته : الانسان شىء اى انسان . بنابراين قضيه ضروريه است ، ولى اين احتمال باطل است زيرا اگر محمول خود شىء است پس چرا به دنبالش وصف له الضحك و . . . را درآورده ؟ و لا فرق كه ذات مصداق محمول باشد يا با وصف تقيّد . 2 - تمام محمول تقيّد آن مقيّد به اين قيد باشد [ تقيّد يعنى خصوصيّتى كه از تقييد ذات به قيدى براى ذات و مقيّد پيدا مىشود . و حالتى است براى محمول و خودش استقلال ندارد ] اين نيز باطل است زيرا اولا تقيّد يك امر انتزاعى ذهنى است و اگر اين محمول باشد يلزم تمام قضايا ذهنيّه باشند . و ثانيا محمول طرف نسبت و داراى معنى و مفهوم اسمى و استقلالى است ، و تقيد داراى معناى حرفى است يعنى حالتى براى محمول و قائم به غير است ، همان‌طورىكه معناى حرفى از خصوصيات غير و قائم به غير است . 3 - تمام محمول ذات القيد باشد يعنى له الكتابة يا خود وصف كتابت اين نيز باطل است ، زيرا اولا اگر اينست پس شىء و ذات را چرا آورده و گفته : الانسان شىء . . . و ثانيا سر از اين درمىآورد كه بگوئيم : انسان و كتابت يا انسان كتابت و ضحك است و . . . كه صحيح نيست .