تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
اثبات مدّعاى خود سه دليل دارند : 1 - تبادر : مىگويند از اطلاق مشتقّ [ فلانى ضارب است ، فلانى جانى است ، قاتل است و . . . ] اعمّ متبادر است « صغرى » و تبادر علامت حقيقت بودن است « كبرى » پس مشتقّ در اعمّ از فرد متلبّس و منقضى حقيقت است « نتيجه » جواب : مرحوم آخوند مىفرمايند : قبلا در بيان ادلّهء اخصّىها دانستى كه از مشتقّ خصوص فرد تلبّسى تبادر مىكند [ فلانى ايستاده ، فلانى متحرك است ، فلانى خواب است و . . . ] پس مشتق در اخصّ حقيقت است و اگر بر فرد انقضائى هم اطلاق مىشود از باب مجاز است نه حقيقت . به بيان تحليلى : اعمّىها دو گروه مىباشند : 1 - طرفداران اشتراك لفظى : مشتق دو بار وضع شده يك‌بار للأخص و يك‌بار للاعمّ ، ميرزاى قمى اين رأى را دارد . 2 - طرفداران اشتراك معنوى : مشتق براى يك معناى عام و كلّى وضع شده [ ضارب يعنى من صدر عنه الضرب و مضروب يعنى من وقع عليه الضرب و . . . يا من تلبّس بالمبدا ] و هريك از فرد تلبّسى و انقضائى فرد مشتق هستند و به طور مساوى بر آنها اطلاق مىشود . حال بر مبناى اشتراك لفظى كه تبادر معنى ندارد ، عند الاطلاق كلام مجمل مىشود . و بر مبناى اشتراك معنوى هم همان جواب مرحوم آخوند داده مىشود . [ البته ادّعاى تبادر از سوى دو گروه مخالف به درد خودشان و مقلّدين آنها مىخورد ، و براى مجتهد ديگر ارزش ندارد ، من و شما خود بايد اهل تحقيق و تتبّع باشيم و موارد استعمال مشتقّات گوناگون را لحاظ كنيم تا ببينيم آيا مطلقا خصوص متبادر است يا همه جا عموم متبادر است ؟ و يا تفصيل در ميان است ؟ ] 2 - عدم صحّت سلب : در مقابل گروه قبلى كه مىگفتند : مشتقّ از فرد انقضائى صحت سلب دارد و مبسوطا بيان شد [ مثلا كسى كه ديروز ضارب بود ولى امروز ضارب نيست ، صحيح است كه بگوئيم : زيد ليس بضارب اليوم ] اعمّىها مىگويند مشتق از فرد انقضائى صحت سلب ندارد بلكه صحّت حمل دارد . به اين دليل كه امثال مضروب ، مقتول ،