تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
] بر اين ذات [ زيد كذائى ] اطلاق مىشود يك اطلاق مجازى است . زيرا اگر مشتق حقيقت در اعم باشد قانون اينست كه : هر عام و مطلق و كلّىاى بر همهء افراد خود صادق است . پس مشتق هم بايد بر اين فرد [ زيد كذائى ] صادق باشد ، درحالىكه صدق نكرد پس معلوم مىشود زيد كذائى فردى از افراد مشتق نيست و مشتق حقيقت در او نيست ، پس معلوم مىشود مشتق حقيقت در اعم نيست ، پس وضع براى اخص ثابت مىشود . و هو المطلوب ، پس اين قسم از صحّت سلب ، مقيّد علامت مجازيّت است مضافا به اينكه اصلا در اين فرض سلب مقيّد نيست . زيرا كه قيد به موضوع ارجاع شد و حرف سلب و خود مسلوب يا محمول مطلق هستند و در نتيجه به لحاظ حال انقضاء يا حال حاضر صحّت سلب مطلق دارند . [ چنان‌كه به لحاظ حال تلبّس صحت حمل مطلق دارند و سلب صحيح نيست ] و زيد با آن صفت هيچ‌گاه متصف به ضرب نبوده و خود مستشكل هم قبول دارد كه صحت سلب مطلق علامت مجازيّت است . 3 - سالبهء مقيّده‌اى كه قيد به حرف سلب ارجاع شود . فى المثل در زيد ليس بضارب الآن ، قيد الآن به حرف سلب يعنى كلمهء ليس برگردد و معنا چنين باشد : « زيد ليس الآن يا فى حال الانقضاء بضارب » . سؤال : آيا چنين سالبه‌اى صدق است يا كذب ؟ جواب : قطعا صدق است زيرا كه زيد در حال انقضاء يا الآن ضارب نيست . سؤال : آيا اين صحّت سلب علاميّت دارد ؟ جواب : آرى علامت مجازيّت است ، زيرا اگر مشتقّ در اعم از ما تلبّس و ما انقضى حقيقت بود ، فرد مذكور هم فردى از افراد ضارب بود و قاعده آن است كه مطلق و كلّى بر همهء افرادش بطور يكسان صادق است ، و نبايد ضارب از اين فرد سلب مىشد ، در حالى كه وجدانا قابل سلب است ، پس فردى از افراد كلّى نيست و مشتقّ براى كلّى و اعم وضع نشده است در نتيجه براى خصوص فرد تلبّسى است . اين قسم از صحّت سلب مقيّد هم علامت مجازيّت است . 4 - سالبهء مقيّده‌اى كه قيد آن به خود محمول يا مسلوب برگردد ، فى المثل وقتى