تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
مجاز است . فرقى هم ميان انواع مشتقّات نيست . 2 - متقدّمين از اماميّه و تمام دانشمندان معتزله اعمّى شده و گفته‌اند كه مشتقّ در اعمّ از ما تلبّس و ما انقضى عنه التلبّس حقيقت است و تفصيل هم نداده‌اند . امّا باقى اقوال ( شش قول ديگر ) تماما تفصيلاتى است كه در ميان متأخرين پيدا شده و منشأ توهّم تفصيل هم دو امر است : 1 - چون ديده‌اند مبادى مشتقّات متفاوت هستند لذا تفصيل داده‌اند [ پنج قول از شش قول به اين اعتبار است . مثل تفصيل فاضل تونى كه در مقدّمه چهارم گذشت ، تفصيل صاحب فصول كه در مقدّمه اوّل گذشت ، و تفاصيلى كه بعدا خواهيم آورد . 2 - اختلاف احوالات مشتقّ موجب تفصيل شده [ يكى از تفصيلات ششگانه هم به اين اعتبار است كه گفته‌اند : اگر مشتق محكوم عليه و مسند اليه باشد حقيقت در اعمّ است . مثل السارق و السارقة فاقطعوا . . . و اگر محكوم به باشد حقيقت در اخصّ است . مثل زيد ضارب و . . . ] ولى به عقيدهء ما اين اختلاف سبب تفاوت و اختلاف در جهت مورد نظر ما نيست ، زيرا ما از حيث هيئت مشتقّ بحث مىكنيم نه از لحاظ مبدأ ، و مادّهء آن و . . . قبلا در مقدّمه چهارم به اين مطلب اشاره شد ، بعدا هم در خلال بحث و استدلالها خواهد آمد . مختار ما : ما معتقديم كه مشتقّ در خصوص ما تلبّس بالمبدا فى الحال حقيقت است و در ما انقضى عنه التلبّس مجاز است . و براى اين مطلب دلائلى داريم : 1 - دليل اوّل : تبادر : از مشتقّات عند الاطلاق خصوص حال تلبّس تبادر مىكند و حال انقضاء به ذهن نمىآيد . مثلا وقتى گفته مىشود : « كان زيد ضاربا امس » ، انسان مىفهمد كه زيد ديروز متلبّس به ضرب بوده و ما از آن خبر مىدهيم ، نه اينكه دو روز قبل متّصف شد و ديروز اين اتّصاف و تلبّس از او منقضى شد و به اعتبار دو روز قبل گفتيم : كان زيد ضاربا امس ، پس حال تلبّس و اسناد و جرى به ذهن آمد نه حال انقضاء تلبّس . يا مثلا از « زيد ضارب الآن » اين را مىفهميم كه هم‌اكنون و در حال اسناد و جرى كه همان حال نطق است زيد متصف به ضرب است نه اينكه ديروز متّصف بود و ما به اعتبار ديروز مىگوئيم زيد