تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
و امّا به اعتبار هيئت : فرض اينست كه قيام مبدأ به ذات ، عين ذات نيست تا بر ذات حمل شود . بر خلاف اسماء كه هم اسناد به ذات دارند و هم انطباق بر ذات دارند . ازاحة شبهة : كلمه مىتواند اسم ، فعل يا حرف باشد . در اصول كه سخن از مشتقّ اصولى مطرح مىشود ، با كلمهء مشتقّ ، حروف خارج شد و با كلمهء اصولى ، افعال خارج شد ، و مشتقّ اصولى به اسماء اختصاص يافت ، آن هم نه هر اسمى . بلكه اسمى كه داراى دو ويژگى باشد ( در مقدّمه اوّل ذكر شد . ) پس حروف و افعال ربطى به بحث مشتق ندارد ولى در عين حال در رابطه با آنها دو بحث جنبى و استطرادى مطرح مىكنند . بحث اوّل دربارهء افعال است : مطلبى است كه نحوييّن آن را مسلّم گرفته‌اند و در ميان آنان از شهرت بسزائى برخوردار است ، و آن عبارت است از اينكه : فعل كلمه‌اى است كه بر زمانى از ازمنه دلالت مىكند و به اين اندازه هم اكتفا نكرده‌اند . [ چون دلالت اعمّ از وضعى و عقلى است ] و گفته‌اند : اقتران به يكى از ازمنهء ثلاثه در معنا و تعريف فعل داخل است و افعال به دلالت وضعيّهء تضمّنى بر زمان دلالت دارند و اگر از نحوى بپرسيم : الفعل ما هو ؟ در جواب مىگويد : « الفعل كلمة دلّ على معنى فى نفسه مقترن باحد الازمنة الثلاثة » . اگر بپرسيم : ماضى چيست ؟ مىگويند : ماضى فعلى است كه بر نسبت فعل به فاعل در زمان گذشته دلالت دارد و . . . [ و دلائلى هم دارند كه مرحوم مشكينى در حاشيه آورده و جواب داده : 1 - اتّفاق النحويين : اين بيان چند جواب دارد : الف ) اتّفاقهم غير حجّة ب ) معارض باتفاق الاصوليين و الفقهاء على عدم دلالة الامر على الحال الذى ذكروه بل انّما يدلّ على الفور و هو المستقبل المتصل به زمان الحال او نفس الطبيعة . 2 - التبادر : تبادر هم وقتى ارزش دارد كه مستند به حاقّ لفظ باشد و نيست ] . حال آيا اين مطلب مشهور و مسلّم نحوى صحيح است ؟ مرحوم آخوند مىفرمايد : اين اشتباه است و از مشهوراتى است كه پايه و اساسى ندارد ، ربّ مشهور لا اصل له . همان گونه كه زمان در معناى موضوع له اسماء دخالتى ندارد ، هكذا
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 224 | على محمدى خراسانى