تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
زيد . پس مصادر مجرّده از بحث بيرون هستند . در مصادر مزيد فيها كه شامل ثلاثى مزيد ( اكرام ، مضاربه ) رباعى مزيد ( اقشعرار و . . . ) است اشكال اوّل وارد نيست زيرا اين‌ها از مصدرهاى مجرّد اشتقاق يافته‌اند و تصريف از صرف ، مضاربه از ضرب و . . . مشتق مىباشند . درحالىكه اشكال دوّم مشترك الورود است . يعنى مبادى اين مصادر نيز با ذات ارتباط دارند و قائم به ذات هستند . ولى جرى بر ذات ندارند و اتّحاد با ذات ندارند و نمىتوان گفت : زيد اكرام است بلكه زيد مكرم يا ذو اكرام است . همچنين نمىتوان گفت كه زيد و بكر مضاربه هستند و . . . پس اين‌ها نيز از محلّ نزاع بيرون هستند . امّا افعال مجرّد و مزيد فيه : افعال يا خبرى هستند ( ماضى و مضارع و . . . ) و يا انشائى ( امر و نهى و . . . ) افعال خبرى مانند ضرب ، قيام و . . . بر اين دلالت مىكنند كه ميان مبدأ اين افعال با ذات فاعل رابطه و نسبتى هست و اين مبادى به آن ذوات مستند هستند و قيام صدورى [ زيد ضرب ] يا حلولى [ قام زيد ] يا انتزاعى [ سبق زيد ] يا اعتبارى [ ملك زيد ] و . . . به ذات دارند . امّا اينكه اين افعال با آن ذوات متّحد و يكى باشند و بتوانيم اين‌ها را بر آنها حمل كنيم و بگوئيم كه زيد همان ضرب است ، يا ضرب همان زيد است غلط خواهد بود . پس باز هم ويژگى اوّل را فاقدند . افعال انشايى : اين‌ها نيز بر طلب فعل يا ترك دلالت دارند ، و البته ميان مبدأ اين افعال با فاعل ارتباطى هست و اين مبادى قائم به آن ذوات هستند و مولى اين‌ها را از مخاطب طلب كرده كه اين مبادى ، مطلوب و مخاطب ، مطلوب منه است . ولى باز جرى و اتّحادى نيست و نمىتوان گفت : اضرب همان زيد است ، يا زيد همان اضرب است ، يا طلب ضرب همان زيد است يا زيد همان طلب فعل يا ترك است و . . . پس افعال هم اگرچه از ديدگاه نحوى از مشتقّات هستند ولى در ديد اصولى از بحث مشتقّ خارج مىباشند . و ان شئت فقل : افعال عموما داراى مادّه و هيئت هستند ، مدلول مادّهء آنها خود مبدأ و طبيعت است [ مثلا ضرب - قتل و . . . ] و مدلول هيئت آنها عبارت است از نسبت مبدأ به فاعل و قيام مبدأ به فاعل كه به هيچ‌كدام از دو حيث قابل جرى و حمل بر ذات نيستند ، امّا به اعتبار مادّه : ( مادّه همان مصدر است كه قبلا وضعش روشن شد ) .