تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
هكذا در ما نحن فيه هم اسم زمان اى « الزمان الذى وقع فيه القتل » و اين كلّى است و لو يك فرد بيشتر نداشته باشد .

ج ) مقدمهء سوم

مقدّمه سوم از مقدمات مشتق راجع به اينست كه در امر اوّل دو ويژگى براى مشتق اصولى ذكر كرديم ويژگى اوّل اين بود كه مشتق اصولى بايد جرى بر ذات داشته باشد . به ذات اسم و عنوان جديد بدهد و با آن متّحد شود و بتوانيم بگوئيم اين همان است . . . آنگاه اين ويژگى هم جامع افراد بود كه چيزهائى از قبيل : زوج و زوجة و . . . را شامل شد و هم مانع افراد است يعنى چيزهائى از قبيل افعال و مصادر را خارج مىكند . اينك در امر سوّم همين جهت را توضيح مىدهيم ، كليّهء افعال و مصادر از مشتقّ اصولى خارج و در محلّ نزاع داخل نيستند و جرى بر ذات ندارند . بيان ذلك : امّا مصادر مجرّده ( ثلاثى مجرّد يا رباعى مجرّد ) از قبيل : ضرب ، قيام ، ملك ، سبق ، زلزال و زلزلة و . . . به دو بيان از محلّ نزاع بيرون مىباشند : 1 - بر مبناى مشهور نحويّين اين‌گونه از مصادر اصلا از مشتقات نيستند . بلكه اين‌ها مبادى اشتقاق يا مشتق منه هستند . ( گرچه اقوال ديگرى هم هست كه در جاى خود خواهيم آورد . ) پس تخصّصا و موضوعا بيرون مىباشند . 2 - برفرض كه از مشتقّات باشند . مصادر با همين وضع مصدرى خود اگرچه با ذات ارتباط دارند و اسناد و نسبت وجود دارد ( چون در مصدر جهت صدور از فاعل يا قيام به فاعل و . . . ملحوظ است ، بر خلاف اسم مصدر ) و اين مبدأ قائم به آن ذات است به قيام صدورى يا حلولى و مانند آن ، ولى حمل مواطاتى ندارد و نمىتوان گفت : اين همان است ، خير زيد كه ضرب نيست ، بكر كه قيام نيست و . . . آرى حمل اشتقاقى دارند يعنى از مصدر مشتقّى ساخته و بگوئيم : زيد ضارب ، حمل ذو هو دارند كه بر مصدر كلمهء ذو افزوده و بگوئيم : زيد ذو ضرب ، از باب مبالغه هم گاهى مىگوئيم : زيد عدل ، بكر ظلم و . . . ولى حمل حقيقى و مصطلح ميان ذات و مصدر وجود ندارد ، نه زيد ضرب است و نه ضرب