1 - از زبان فخر الدين در ايضاح « 1 » : مردى دو زوجهء كبيره و يك زوجهء صغيره شيرخوار ( كه با اذن ولىّ طفل او را به عقد خود درآورد ) ، دارد دو زوجهء كبيره هركدام بهترتيب برطبق دستورات باب رضاع در حدّ نصاب شرعى - ( دهبار يا پانزده بار پشت سر هم شير دادن ، يا يك شبانهروز كامل كودك را با شير تغذيه كردن ، يا به اندازهاى كه اشتدا عظم و نبات لحم شود ) - زوجهء صغيره را شير دادند و فرض هم اينست كه هر دو كبيره مدخول بها هستند البته در نسخ اصلى كفايه بجاى هر دو كلمهء إحداهما آمد ، يعنى يكى از آن دو مدخول بها باشند ، و اين مقدار هم كافى نيست و اولى اينست كه : « مع الدخول بالمرضعة الاولى » حال به مجرّد اينكه كبيرهء اوّلى به مقدار مذكور صغيره را شير داد هم صغيره و هم كبيرهء مرضعه هر دو بر زوج حرام مؤبّد مىشوند ،
امّا كبيرهء اولى : براى اينكه امّ الزّوجه المعقودة مىشود و عنوان امّ الزوجه از عناوين محرّمه است بنا به فرموده قرآن ،
وَ أُمَّهاتُ نِسائِكُمْ
« 2 » . و مادر زن بر انسان حرام ابدى است و براى يك لحظه هم كه دختر او را عقد كرد او محرم و حرام ابدى مىگردد و حق ندارد با مادرزنش ازدواج كند و لو بعد از طلاق زوجهاش .
و امّا صغيره : با توجه به اينكه او بنت الزوجه مىشود و دختر رضاعى اين مرد محسوب مىشود و دختر رضاعى هم بر انسان حرام است . [ يحرم من الرضاع ما يحرم من النسب يا لحمة الرضاع كلحمة النسب ] .
آنگاه پس از اين مراحل كبيرهء ثانيه هم اين طفل صغير و شيرخوار را با شرائط و آداب مذكور در حدّ نصاب شير داد . آيا مرضعهء دوّم هم بر زوج حرام مىشود يا خير ؟ اختلافى است :
جناب علّامه ( پدر فخر الدين كه مصنّف كتاب قواعد است و ايضاح فخر الدين شرح قواعد پدر است . ) و ابن ادريس فتوى به تحريم داده و فرمودهاند : دوّمى هم حرام مىشود ، به اين دليل كه در صدق مشتقّ حقيقتا بقاء مشتقّ منه و مبدأ اشتقاق لازم نيست .
بيان مطلب : اگر بگوئيم : مشتقّ در خصوص ما تلبّس بالمبدا فى الحال حقيقت است و
هامش
( 1 ) - ايضاح الفوائد ، ج 3 ، ص 52 .
( 2 ) - سوره نساء ، آيه 23 .