تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
جزئى ذهنى بودن معناى حرفى كه تعبير به كلّى عقلى داشتند . ] پس از جهتى مشتق اصولى از مشتق نحوى اوسع شد و نسبت ميان آن دو از نسب اربع عموم و خصوص من وجه است : مادّهء اجتماع و تصادق : اسماء فاعل و مفعول و زمان و مكان و صيغهء مبالغه و . . . است . مادهء افتراق از سوى مشتق نحوى : افعال ، و مصادر مزيد فيها مادهء افتراق از ناحيهء مشتقّ اصولى : جوامدى از قبيل زوج و زوجة و رقّ و . . . كه جرى و حمل بر ذات داشتند . قوله : و ان ابيت : اگر كسى تعصّب به خرج داده و بر اين امر پافشارى كند كه : مشتقّ در اصطلاح فقط به مشتقّ نحوى اطلاق مىشود و حق نداريم لفظ مشتقّ را بر جوامد اطلاق كنيم . در جواب خواهيم گفت : صدق الاسم كه مهم نيست ، مهمّ دخول عناوينى از قبيل زوج و زوجه و . . . در محلّ نزاع است كه خوشبختانه داخل‌اند به اين صورت : تا ديروز زيد زوج و هند زوجه بود و علقهء زوجيّت و رشتهء پيوند ميان آن دو برقرار بود و اطلاق زوج بر زيد و زوجه بر هند حقيقت بود ، ولى امروز اين رشته بريده شده و زيد همسرش را طلاق داده يا همسرش مرده بحث اينجاست كه آيا اطلاق زوج بر زيد و زوجه بر هند به نحو حقيقت است ؟ يا به نحو مجاز ؟ اگر مشتقّات در اعمّ از ما تلبّس و ما انقضى عنه التلبّس حقيقت باشند اطلاق مذكور حقيقى است ، و اگر در خصوص متلبّس به مبدأ فى الحال حقيقت باشند اطلاق مذكور مجازى و به علاقهء ما كان خواهد بود . و هكذا در عبد و امه و . . . زيرا ويژگى جرى و اتّحاد و حمل را دارند ، حال بتوانيم بر آنها لفظ مشتق را اطلاق بكنيم يا نتوانيم ، اينكه اهميتى ندارد . قوله : كما يشهد : شاهد بر دخول جوامد مذكور در محلّ بحث در مشتقّ اصولى ، فرعى فقهى است كه در كتاب النكاح در مسئله رضاع و شير خوردن از زبان دو فقيه نام‌آور ذكر شده است :
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 214 | على محمدى خراسانى