عامل اوّل : فرموده : از آنجا كه اصوليّين در مقام مباحثه و نفى و اثبات مرتّب از اسم فاعل مثال مىآورند اين دليل آن است كه بقيّه مشتقات از بحث خارج است و گرنه از آنها هم مثال مىزدند « 1 » مرحوم آخوند مىفرمايند : صرف مثال آوردن از اسم فاعل صلاحيت ندارد براى اينكه دليل بر حصر بحث باشد و مثال يا نمونه معمولا از فرد اكمل ذكر مىشود ولى بحث اختصاص به فرد اكمل ندارد و آن از باب مثال ذكر شده نه اينكه موضوعيّت داشته باشد .
عامل دوم : فرموده : ما جداجدا اين پنج عنوان را براى شما تفسير مىكنيم و در هركدام روشن مىشود كه بحثى نيست .
امّا اسم مفعول : اينكه ضابطهء معينى ندارد ، برخى از اسم مفعولها قطعا در اعمّ از ما تلبس و ما انقضى حقيقتاند . مانند مقتول ، مصنوع ، مكتوب و . . . كه صد سال ديگر هم بگذرد عناوين مذكور صادق است . برخى از اسم مفعولها هم صددرصد در خصوص متلبّس فى الحال حقيقتاند . مانند مملوك و مقدور و معلوم و مصبوغ و مطلوب و . . . كه تا متاع را فروخت يا عاجز شد عنوان مملوك و مقدور و . . . حقيقتا صادق نيست .
و امّا اسم زمان و مكان : اينها قطعا حقيقت در اعم بوده و از بحث خارج است . زيرا الآن هم كه عاشورا فرامىرسد ما مىگوئيم : عاشورا مقتل الحسين ، قتلگاه مقتل الحسين كه اسم زمان و مكان را در اعمّ به كار بردهايم و در چيزى كه هزار و چند صد سال قبل بوده الآن و به لحاظ حال اسناد اطلاق مىكنيم .
و امّا اسم آلت : اين اسم براى وسيلهاى است كه جهت انجام كارى آماده شده است [ ارّه معدّ براى نشر است و مكنسة براى كنس و مقراض براى قرض و . . . ] و حقيقتا اطلاق مىشود ، چه بالفعل از اين ابزار و وسيلهها استفاده بشود يا نشود . پس باز حقيقت در اعمّ است .
و امّا صيغهء مبالغه : اين هم وضع شده براى چيزى كه متّصف به مبدأ و وصفى شود امّا نه به مجرّد اتّصاف و لو يكبار ، بلكه عرفا اتصاف ذات به اين مبدأ كثير و زياد شده و كثرت
هامش
( 1 ) - الفصول ، ص 60 .