تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
مثل لفظ : گل ، فرشته ، پاكى و . . . و متقابلا پاره‌اى از معانى زشت مىباشند و به تبع آنها الفاظشان هم زشت و ناپسند مىشوند و از شنيدن آنها انسان ناراحت و منقبض مىگردد . از آنجا كه استعمال عبارت است از لحاظ لفظ وجه و عنوان و مرآت و فانى در معنى ، محال است كه در آن واحد دو بار لحاظ كذائى داشته باشد . مگر اينكه كسى احول باشد و يكى را دو تا ببيند كه ديد ناقص او واقعيت را عوض مىكند . [ نكته : مرحوم آخوند حقيقت استعمال را تجزيه و تحليل كرده‌اند و امتناع استعمال در اكثر را از آن نتيجه گرفته‌اند ، ولى برهانى ذكر نكرده‌اند ، و ظاهرا نيازى هم نيست و مطلب مهم تصوّر ماهيّت استعمال بود كه ذكر شد و پس از درك صحيح مطلب ، تصديق امتناع استعمال امرى آسان است . مع ذلك پاره‌اى از محشّين محترم كفايه سه وجه براى اين مطلب آورده‌اند . ] قوله : فانقدح : حال كه عقلا اين استعمال محال شد ، مىگوئيم : قانون عقلى تخصيص بردار نيست و فرقى ميان موارد نمىگذارد و مطلقا استعمال در اكثر بر وجه انفراد و استقلال محال است : چه در كلام مثبت [ رأيت عينا ] و چه در كلام منفى [ ما رأيت عينا ] چه در لفظ مفرد [ عين ] و چه در تثنيه و جمع [ عينان و اعين ] چه دو يا چند معنى همه معانى حقيقى باشند [ چشم ، چشمه ، طلا و . . . نسبت به عين ] و چه همه آنها معانى مجازى باشند [ رجل شجاع و مطلق شجاع نسبت به اسد ، يا اباحه و استحباب نسبت به امر ] و چه برخى حقيقت و برخى مجاز باشند [ مانند رجل شجاع و حيوان مفترس نسبت به اسد . ] مرحلهء دوم : قوله : و لو لا : اگر از مرحلهء قبلى تنزّل كرده و قبول كنيم كه عقلا استعمال مذكور ممتنع نيست ، اين بحث پيش مىآيد كه آيا از نظر وضع و لغت و قواعد ادبيّات عرب ، استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد جايز و صحيح است ؟ يا غلط و غير جايز است ؟ دو گروه طرفدار عدم جواز شده‌اند : 1 - مانعين مطلق : [ كسانى كه به قول صاحب معالم « 1 » مطلقا استعمال در اكثر را منع كرده
هامش
( 1 ) - معالم الدين ، ص 34 .