تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
الانفراد و الاستقلال جايز است يا نه ؟ در مورد اين مسئله اقوالى وجود دارد : 1 - عدّه‌اى مطلقا مثبت هستند . 2 - عدّه‌اى نافى مطلق مىباشند . 3 - عدّه‌اى ميان مثبت و منفى تفصيل قائل شده‌اند . 4 - و عدّه‌اى ميان مفرد يا تثنيه و جمع تفصيل داده‌اند . اين اقوال در معالم و غيره بررسى شده‌اند و مرحوم آخوند در رابطهء با بحث مذكور چهار مرحله پيش رفته‌اند : مرحلهء اوّل : قوله : اظهرها : در قدم اوّل از ديدگاه عقل وارد بحث شده و ثابت مىكنند كه چنين استعمالى عقلا از محالات است و با وجود استحالهء عقلى نوبت به بحثهاى لفظى و وضعى و لغوى و نحوى نمىرسد ، چه اينكه نوبت به تفاصيل بعدى هم نمىرسد . براى بيان امتناع عقلى از راه تجزيه و تحليل ماهيّت استعمال وارد مىشوند : به طور كلّى در باب حقيقت استعمال دو مبنا وجود دارد : 1 - نظريّه علامت بودن : عدّه‌اى برآنند كه استعمال عبارتست از علامت و نشانه قرار دادن لفظ براى معنى [ نظير پرچم سبز كه علامت جشن است ، پرچم سياه كه علامت عزا است و . . . ] طبق اين مبنا استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد عقلا جايز است ، زيرا هيچ مانعى ندارد كه شىء واحد علامت چند امر باشد [ مثل چراغ قرمز كه هم علامت خطر است و هم علامت اينست كه ماشين توقف كند و هم علامت اينست كه عابر پياده عبور كند و . . . ] امر علامت بودن ، سهل است . 2 - نظريّهء مرآتيّت و آليّت و قالبيّت و لحاظ تبعى و فانى بودن و وجه و عنوان بودن : براى روشن شدن زواياى مطلب چند بحث بايد روشن شود : الف ) تعبيرات مختلف : گاهى گفته مىشود : « حقيقت استعمال عبارتست از جعل اللفظ وجها و عنوانا للمعنى » ، گاهى مىگوئيم : « استعمال ايجاد المعنى باللفظ ، يعنى وجود لفظى دادن به معنا » يا استعمال عبارتست از ؛ جعل اللفظ قالبا للمعنى ، جعل اللفظ فانيا فى
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 193 | على محمدى خراسانى