مقدمه دوازدهم استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد
امر دوازدهم از امور مذكور در مقدمهء كفايه ، پيرامون استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد است :
قبل از هر مطلبى چند نكته كوتاه را يادآور مىشويم :
الف ) معمولا در كتب اصولى پيشين از قبيل : فصول ، قوانين ، معالم ، هداية المسترشدين و . . . دو بحث جدا تحت عنوان فصل يا قانون يا اصل يا هداية و . . . عنوان مىكردند :
1 - استعمال لفظ مشترك در اكثر از معناى واحد [ عين هم در چشم و هم چشمه و . . . ]
2 - استعمال لفظ در معناى حقيقى و مجازى [ اسد هم در حيوان مفترس و هم رجل شجاع ]
ولى متأخرين از قبيل مرحوم آخوند و مرحوم مظفّر رحمه اللّه و ديگران هر دو بحث را در هم ادغام كرده و عنوان بحث را توسعه دادهاند و فرمودهاند : آيا استعمال لفظ [ مشترك باشد يا نه ] در اكثر از معناى واحد [ حقيقت باشند يا مجاز يا مختلف ] جايز است يا نه ؟
البته حقّ با متأخرين است ، زيرا ادلّه و اجوبه و نقد و بررسيهاى دو باب يكى است و نيازى به تكرار و اعادهء آنها و طرح دو مبحث جداگانه نيست .
ب ) مشتركات لفظى برخى داراى دو يا چند معناى متضادّ هستند [ مثل قرء كه به معناى پاكى و ناپاكى رحم هر دو آمده ، و جون كه به معناى ابيض و اسود هر دو آمده ، و بيع كه به معناى خريدن و فروختن هر دو آمده ، و هكذا شراء و . . . ] اينها از محلّ بحث خارج بوده و اجماعا مبحث استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد در اينها جارى نيست . ولى نوع