تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
جواب اول : ( اين جواب بر مبناى آنست كه واضع لغات فردى از افراد بشر يا گروه انسانها باشند ) قبول داريم كه الفاظ متناهى و معانى نامتناهى است ، ولى وضع به لحاظ لفظ نيست بلكه به اعتبار معنا است و معنا چون نامتناهى است اگر بگوئيم : واضع يعنى افراد بشر براى هر معنائى وضعى دارند ( و لو يك لفظ براى چند معنا ) مستلزم آنست كه وضعهاى بىنهايت از انسان واضع صادر شود و چنين چيزى محال است ، زيرا بشر محدود است و همهء شئونش هم محدود است و از محدود كار محدود سر مىزند نه نامحدود چرا كه فعل بايد با فاعل سنخيت داشته باشد .
« وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا
« 1 »
وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً »
« 2 » و هنوز بشر به همهء حقائق دسترسى نيافته و آنها را كشف نكرده تا وضعى داشته باشد و بر مجهول مطلق ، وضع نشايد ، ( مىتوانيم بگوئيم :
« وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها »
« 3 » يعنى اسماء همهء مسمّيات را به آدم تعليم داد و آدم يعنى سمبل آدميت و منظور اين نيست كه به شخص آدم ابو البشر آموخته باشد ، بلكه همهء انسانها در همهء تاريخ اين توان را دارند و همه چيز را همه‌كس مىدانند و در زمان امام عصر ( عج ) بيست و هفت پلهء دانش تكميل مىشود ؟ ) جواب دوم : ( اين جواب بر مبناى آنست كه واضع لغات و الفاظ خداوند باشد . ) قبول داريم كه اگر واضع خداوند باشد اوضاع نامتناهى ميسور است چون خداوند نامتناهى است و بر همهء اشياء عالم از ازل تا ابد احاطه دارد ،
« قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً
« 4 »
« وَ كانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً »
« 5 » و هيچ مانعى ندارد كه براى يكايك موجودات عالم اسمى گذاشته و لفظ را براى آن وضع كند ، و خلاصه محذور جواب اول پيش نمىآيد ، ولى محذور ديگرى در كار است و آن اينكه وضع الفاظ براى معانى كه موضوعيت ندارد ، وضع براى رفع نياز استعمال‌كنندگان است ، و بشر متناهى كه مستعمل است نيازهايش هم محدود است و در كثيرى از اشياء تا آخر عمر هم اين نياز استعمالى پيش نمىآيد ، آنگاه يلزم كثيرى از اوضاع
هامش
( 1 ) - سوره اسراء ، آيه 85 . ( 2 ) - سوره طه ، آيه 114 . ( 3 ) - سوره بقره ، آيه 31 . ( 4 ) - سوره طلاق ، آيه 12 . ( 5 ) - سوره نساء ، آيه 17 .