تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
على الارض و خصوص چهارپايان يا اسب كه در عرف عام به معناى دوم منقول شد . ( مرتجل و منقول ) 2 - و يا معانى مختلف در عرض هم بوده و الآن هم در هركدام حقيقتا استعمال مىشود و هيچ‌كدام به زباله‌دان تاريخ نيفتاده است . مثل كلمهء عين نسبت به چشم ، چشمه ، طلا ، جاسوس و . . . ( مشترك لفظى ) با اين مقدمه مىگوئيم : لفظ مختص در هر لغتى موجود است و مقام امكان و وقوع آن جاى بحث نيست . الفاظ متباين نيز موجود است . و الفاظ مترادف هم از ديدگاه مشهور و جود دارد اگرچه بعضى از ائمه لغت مخالفت دارند « 1 » و انما الكلام در اشتراك لفظى است و در اين رابطه به ترتيب سه مقام از بحث مطرح مىشود : الف ) مقام امكان و امتناع ذاتى : آيا اشتراك لفظى از محالات ذاتيه و نظير اجتماع نقيضين است ؟ يا امكان ذاتى دارد ؟ در اين مرحله كسى ترديد نكرده و همگى متفق القول آن را ممكن بالذات مىدانند . ب ) مقام امكان و امتناع وقوعى : آيا اشتراك لفظى امكان وقوعى دارد ، يعنى از وقوع آن هيچ تالى فاسد و محذورى پديد نمىآيد ؟ و يا امتناع وقوعى دارد و وقوع آن تالى فاسد دارد و از قبيل امتناع تحقق معلول بدون علت است ؟ و يا وجوب و ضرورت وقوع دارد و نه تنها محال نيست بلكه واجب است و بايد در هر لغتى الفاظ مشتركى داشته باشيم ؟ و يا تفصيل در كار است ؟ در اين رابطه چهار نظريه مطرح است : 1 - نظريه مشهور : مشهور برآنند كه اشتراك لفظى ممكن الوجود است نه ممتنع و نه واجب ، يعنى نه بر وجود آن تالى فاسدى بار مىشود و نه بر عدم آن محذورى مترتب مىشود ، بلكه هر دو طرف آن ممكن است . به دو دليل : دليل اول : اثبات مدعا با ابطال دليل خصم : وقتى نظريه طرفداران امتناع و وجوب را ابطال كرديم ، قهرا قول به امكان درست مىشود . دليل دوم : در قبال قائلين به امتناع مىگوييم : ادل دليل على امكان شىء وقوعه ، و
هامش
( 1 ) - الفروق اللّغويّة ، ص 11 .
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 182 | على محمدى خراسانى