مقدمهء يازدهم اشتراك لفظى
امر يازدهم از امور مذكور در مقدمهء كفايه راجع به اشتراك لفظى است .
مقدمه : هنگامى كه لفظ و معنا را با يكديگر مقايسه مىكنيم از چهار حال خارج نيست :
1 - لفظ و معنا اتحاد دارند ، يعنى يك لفظ است و يك معنى ، مثل كلمهء مقدس خاتم الانبياء كه نام شخص پيامبر اسلام است ، يا كلمهء مقدس جمهورى اسلامى ايران كه يك مدلول بيشتر ندارد . ( لفظ مختص )
2 - الفاظ و معانى هر دو متعدد هستند يعنى چندين لفظ و به تناسب آن چندين معنا وجود دارد كه هركدام مخصوص لفظى است ، مانند انسان ، ارض ، اللّه و . . . ( الفاظ متباين )
3 - الفاظ متعددند ولى معناى همهء آنها يكى است ، مثل اسد و ليث و غضنفر و ضرغام و كه بر حيوان مفترس دلالت دارد و مثل انسان و بشر و . . . ( الفاظ مترادف ) .
4 - لفظ واحد است ولى معانى آن متعدد است و بر دو يا چند معنى دلالت دارد ، اين قسم خود دو صورت دارد :
الف ) لفظ براى يكى از آنها وضع شده و در بقيه مجازا استعمال مىشود ، مثل اسد نسبت به حيوان مفترس و رجل شجاع كه در اوّلى حقيقت و در دوّمى مجاز است ( حقيقت و مجاز )
ب ) و يا براى همهء آن معانى جداجدا وضع شده سپس با رعايت مناسبت يا بىمناسبت از آن نقل داده شده و فعلا در معناى جديد حقيقت است و معناى قديم به كلى مهجور و متروك گرديده و به فراموشى سپرده شده است ، مثل دابّه نسبت به كل ما يدب