4 - واجب در مستحب : عملى وجوب نفسى دارد ولى در ظرف يك مستحبى ، مثل نذر قنوت در نافله كه خود عمل نافله است ولى قنوت درضمن آن واجب است چون منذور است .
قوله : او مستحب : اشاره به اين دو فرض دارد .
قوله : فلا يكون : حكم عنوان پنجم : همانطورىكه اخلال به جزء الفرد يا شرط الفرد موجب اخلال به اصل مأمور به نمىشد و نماز را باطل نمىكرد ، هكذا اخلال به اين عمل مطلوب نفسى در ظرف مأمور به هم موجب ابطال و اخلال به مأمور به نمىشود نه به اصل طبيعت و مأمور به اخلال مىرساند كه مبطل باشد و نه به خصوصيات فرديه اخلال مىرساند ، چون اصلا اين عمل جزء يا شرط نيست و دخيل در مأمور به نيست تا نبود آن نقصى براى مأمور به باشد ، بلكه اگر واجب باشد ترك آن مستقلا مؤاخذه دارد و اگر مستحب باشد تركش سبب از دست دادن ثوابى مىگردد و نقشى ديگر ندارد .
قوله : اذا عرفت : مطالبى كه از آغاز امر سوم تا اينجا آورديم تماما مقدمه چينى براى اين مطلب بود :
از عناوين پنجگانهء مذكور ، عنوان پنجم ( عملى كه مطلوب نفسى است . ) هيچ دخالتى در مقام تسميه و نامگذارى ندارد و صدق الاسم دائر مدار او نيست ، و چنين نيست كه روز اول و در مقام تسميهء عبادت خاصه به اسم صلاة مثلا ، اين امور هم مد نظر شارع باشد و نيز عنوان سوم و چهارم ( جزء الفرد و شرط الفرد ) هم در تسميه و صدق الاسم دخالتى ندارد ، چه باشند و چه نباشند عنوان صلاتى برآن عمل صادق است ، فى المثل استعاذه ، تثليث الذكر ، قران بين دو سوره ، بودن در مسجد و . . . وجود و عدمشان يكسان است و در تسميه نقشى ندارند .
و اما عنوان اول و دوم : ( جزء و شرط خود مأمور به و كلى ) آيا اينها در صدق اسم دخالتى دارند ؟
اول مىفرمايند : ممكن است كسى قائل به تفصيل شود ، ( چنان كه به مرحوم آقا وحيد بهبهانى منسوب است ) و بگويد : ما نسبت به اجزاء صحيحى هستيم ولى نسبت به شرائط اعمى هستيم ، يعنى برآنيم كه اجزاء در صدق الاسم دخالت دارند . ولى شرائط در صدق الاسم دخالت ندارند ، فلان شرط باشد يا نباشد عنوان صلاتى صادق است . كافى است كه
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 179
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٧٩