شرط بدان نائل نمىشويم ، از اين جهت وجود مأمور به يا صحت آن و يا كمال آن بر اين شرط وابسته است . ) مانند طهارت ، ستر عورت و . . . و باز خود شرط و مقدمهء مأمور به تقسيماتى دارد كه در مبحث مقدمهء واجب ، به تفصيل خواهد آمد و در اينجا به يكى از آن تقاسيم اشاره داريم : چيزى كه شرط مأمور به است و به نوعى در صحت عمل دخالت دارد سه نوع است .
1 - شرط متقدم : شرطى كه از نظر زمانى بر مشروط تقدم دارد ، مانند نصب سلم نسبت به كون على السطح ، و وضو يا غسل نسبت به نماز و طواف و . . . ( - البته بنا بر اينكه نفس اين غسلات و مسحات و اعمال ظاهرى شرط باشند و الا اگر طهارت باطنيهاى كه مسبب از اينها است شرط باشد ، شرط مقدّم نيست بلكه مقارن است . )
2 - شرط مقارن : شرطى كه همزمان با مشروط است مانند استقبال الى القبلة ، ستر عورت ، إباحة المكان ، قصد قربت و . . . كه از آغاز تا انجام نماز بايد باشد .
3 - شرط متأخر : شرطى كه از نظر زمانى از مشروط متأخر است ، مانند غسل شب آينده براى زن مستحاضه كه شرط صحت روزهء روز گذشته است . و اگر نباشد باطل است . و مانند هر جزء متأخر از اجزاء نماز كه شرط صحت جزء متقدم است و تا نيايد جزء قبلى به تنهائى صحيح نيست . ( البتّه اگر بر جزء اطلاق مقدمه داخلى بكنيم كه بحث آن خواهد آمد . )
قوله : مسبوقا : اشاره به قسم ثالث دارد كه آن شىء مسبوق است و مأمور به سابق است .
قوله : او ملحوقا : اشاره به قسم اول دارد كه آن شىء ملحوق به است . و مأمور به لاحق بر او است .
در بخش دوم ( قيودى كه در تشخص مأمور به و تحقق خارجى آن دخيل است و قيد الفرد مىباشد . ) نيز دو قسماند :
1 - يا جزء الفرد است ، مانند استعاذه ، تثليث ذكر و . . .
2 - و يا شرط الفرد است ، مانند تقيّد نماز به بودن در مسجد يا در حمام ، و . . . هركدام كه باشد ، يا اين خصوصيت در ارتقاء درجه اين فرد از نماز دخيل است ، و يا در انحطاط درجهء
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 176
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٧٦