او دخيل است و يا اينكه نه در ارتقاء نقشى دارد و نه در انحطاط . كه در مجموع شش فرض مىشود :
1 - جزء الفرد و دخيل در ارتقاء : استعاذه و تثليث ذكر ركوع و سجود و . . .
2 - جزء الفرد و دخيل در انحطاط : قران ميان دو سوره در يك ركعت كه بنا بر قولى مبطل نماز است و به قولى هم مكروه و موجب قلّت ثواب است .
3 - جزء الفرد و غير دخيل در كثرت و قلّت ثواب : مثل خواندن يك سورهء معمولى در نماز كه نه از مصلحت صددرجهء صلاتى مىكاهد و نه برآن مىافزايد .
4 - شرط الفرد و دخيل در ارتقاء : تقيد صلاة به بودن در مسجد يا به جماعت يا اوّل وقت و . . .
5 - شرط الفرد و دخيل در انحطاط : تقيد نماز به بودنش در حمام .
6 - شرط الفرد و غير دخيل : تقيد نماز به بودنش در منزل .
قوله : فيكون الاخلال : تا اينجا با چهار عنوان كلى آشنا شديم . 1 - جزء المأمور به 2 - شرط المأمور به 3 - جزء الفرد 4 - شرط الفرد حال احكام اين چهار فرض اينست كه اگر كسى عمدا و گاهى حتى سهوا به جزء يا شرطى از اجزاء و شرائط خود واجب و مأمور به اخلال برساند و چيزى از آن كم كند يا برآن بيفزايد ، قطعا و جزما مأمور به فاسد و باطل خواهد بود و فرقى ميان اجزاء و شرائط نيست . و گرنه جزء يا شرط نبود . اما اگر مكلفى عمدا يا بدون تعمّد جزئى يا شرطى از اجزاء يا شروط فرد را كم و زياد كند اصل نماز باطل نمىشود . تنها خصوصيتى كه مراعات نشده ، باطل مىشود و از بين مىرود و مأمور به در ضمن فرد ديگر و خصوصيات ديگرى محقق مىشود كه اى چهبسا خصوصيت ديگر موجب ارتقاء درجه يا انحطاط آن گردد و يا بىاثر باشد .
قوله : ثم إنّه : تا به حال چهار عنوان با احكامشان ذكر شد : 1 - جزء مأمور به . 2 - شرط طبيعت 3 - جزء الفرد 4 - شرط الفرد . اينك عنوان پنجمى مطرح مىشود :
گاهى شرع مقدس ما را به عملى دعوت كرده است كه آن عمل در مأمور به هيچ دخالتى ندارد ، نه جزء طبيعت مأمور به است ، نه شرط آن نه در اصل طبيعت دخالت دارد
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 177
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٧٧